Hamid·۴ ساعت پیشآقای واسعی و زندگی شیرینشآقای واسعی مرد نیکبخت و پولداری بود یعنی یک پول واقعا کافی برای آدم قانع و اهل دلی مثل او از کودکی در همین خانه بزرگی که ساکنش هست بزرگ شده…
Hamid·۱ روز پیشیهوییسلام هم ویرگولی های عزیز الان ساعت چهارو نیم شبه و به سرم زد یه چیزی همینجوری تو ویرگول بنویسم این روزا تعداد پستهام تصاعدی بالا رفته ولی ل…
Hamid·۱ روز پیشیک ماجرای خانوادگیحالا من میخواهم یک قصه واقعی از ازدواج اطرافیانم بنویسم خودم چهل سال دارم و هرگز به ازدواج حتی نزدیک هم نشدم فقط مثل یک تماشاگر شاهد کارهای…
Hamid·۱ روز پیشمختصر از تاریختاریخ ما چگونه بوده؟ اگر گذشته ها را فقیرانه ناچیز و عقب مانده در نظر بگیریم از حقیقت دور شده ایم در واقعیت آنجور نبوده .دارم در مورد دوره…
Hamid·۲ روز پیشملّای افغانیاینجا بی پنکه قابل تحمل نیست اینقدر میگفتیم تابستان تابستان ولی وقتی هم می آید استقبال خوبی ازش نمیکنیم یا شاید هم او مهمان زیاد نجیبی نیست…
Hamid·۲ روز پیشجمعه نوشتباز هم سلام به دوستان عزیز ویرگولی سعی میکنم خیلی مختصر با شما حرف بزنم و امیدوارم خوب حرف بزنمشما سوژه هایتان را از کجا گیر می آورید؟ سر م…
Hamid·۲ روز پیشتیتلاچیتالانراستش من هیچ چیزی از تاریخ نمیدانم یعنی کتابهای تاریخی نخوانده ام البته اگر دروغ نگفته باشم یم کتاب خواندم به اسم بابک نوشته جلال برگشاد که…
Hamid·۳ روز پیشمختصر از کودکیخوب حالا من میخواهم خیلی خلاصه از کودکیم بگویم. از یک سالگیم تصویری در خاطرم مانده محله خیلی تنگ و تاریکی بود زن نیمه دیوانه ای به اسم عزیز…
Hamid·۴ روز پیشمین و شینمین چادری داشت که خود زیر چادر دیگری بود و این چادر دو جداره او حسادت و رشک خیلی هارا برانگیخته بود هنگام تاخت با اسب سیاه زیبایش زن و مرد…
Hamid·۴ روز پیشانسان خردمندخوب خیلی دوست دارم چیزهایه بزرگ را به صورت خلاصه شده بنویسم و تقدیم حضور هم ویرگولی!!های عزیزم کنم در جلسه قبل عرض کردم که گویا گونه انسان…