ویرگول
ورودثبت نام
Hamid
Hamidهرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
Hamid
Hamid
خواندن ۴ دقیقه·۷ روز پیش

خانه سبز

شب داشتم میمردم سرم گیج میرفت و چشمانم پر پر میزدند نمیتوانستم باز نگهشان دارم یک حال عجیبی شبیه مرگ بود نمیدانم چرا آنجوری شدم چند روز است حالم اینجور است ولی دیشب بخاطر پر خوری اوج بدحالیم بود زود خوابم برد و به خواب خوشی هم رفتم و ساعت پنج صبح با صدای مادرم بیدار شدم او نگرانم شده بود میترسید توی خواب بمیرم .بیدار شدم و تا حالا که ده و نیم است بیدارم سه تا یاکریم در پنجره دست کندو بسیار کوچکم اتاقم مشغول گندم خوردن هستند به زور سه تایی تویش جا شده اند و دمهای بامزه شان به هم گیر میکند و گاهی صدای خیلی قشنگی در میاورند به نظرم قیافه هایشان خیلی بامزه است مخصوصا نوکهایشان .صبح زود آمدند ولی توی پنجره گندم نبود و با بلند شدن من رفتند و حالا که چند ساعت گذشته برگشته اندو الان فقط یکیشان مانده آن دوتای دیگر سیر شدند تا دیروز دوتا بودند و امروز دوستشان را هم آورده اند نمیدانم آنها چطور با هم حرف میزنند و دیگری را راضی میکنند که همراهشان بیایند و دانه بخورند.چقدر خوب است که آدم بتواند یاکریمها را در پنجره اتاقش مهمان کند و ببیندشان ودر موردشان حرف بزند یا فکر کند موجودات زنده همه شان شگفت انگیز هستند یک مغزی هست که آنها را اداره میکند و میتوانند پرواز یا شنا یا خزش یا گزش و... کنند و شکمشان را سیر کنند.

نمیدانماین یاکریمها شبها در این سرمای قاطر کش چطوری زنده میمانند و نمیمیرند یکبار سال ۷۸ در سرد ترین زمستان تاریخ معاصر وقتی صبح داشتم به مدرسه میرفتم دوتایشان را دیدم که مثل سنگ یخ زده و زمین افتاده بودند.

باورم نمیشود این چند هزارمین روز زندگی من است ولی انگار اولین بار است که صبح زمستانی را میبینم و از دیدنش سرمستم از بیرون صدایی می آمد که نمیدانم چیست

حالا سه ساعت بعدش است یکهو خوابم برد و بعد با تپش شدید قلبم بیدار شدم و پرانول خوردم میخواهم این نوشته را به جاهای دور سوق دهم .چیز زیادی توی فکرم نیست شاید باز هم بخوابم اگر حال و اراده ای داشتم دوست داشتم خوب و بی نقص و زیاد بنویسم یک داستان شروع کنم و همینجوری ببافمش تا بینهایت راستش مردم این زمانه زیاد حال و حوصله کتابهای سنگین و قطور را ندارند کم پیش می آید که خودشان را درگیر ماجراهای بزرگ کنند حتی شنیده ام پدیده ای به اسم میکرو سریال هست که در چند قسمت دو سه دقیقه ای ساخته میشود و به نظرم خیلی عجیب است.

من همان سریالهای معمولی را بیشتر دوست داشتم مثلا چند سال قبل گیم آف ترونز یا بازی تاج و تخت را دیدم که به نظرم خیلی خوب و صحنه دار و عالی بود ولی فصلهای آخرش دوبله نداشت و ندیدمش در ایرانی ها هم قورباغه ساخته هومن سیدی را خیلی تعریف میکردند ولی ندیدمش در سالهای قبل از کودکی سریالهای تلوزیون را عاشقانه دوست داشتم و سرآمد همه شان به نظرم روزی روزگاری بود که هنوز هم بی نظیر است و روی دستش نیامده بعد از آن همسران را خیلی دوست داشتم که فردوس کاویانی و مهرانه مهین ترابی و فرهاد جم و الهام پاوه نژاد نقشهای اصلیش بودند و بازیگران مهمانی مثل امین خیایی و پرستو گلستانی که نقش دختر خل وضعی به اسم صحرا را داشت در آن بازی میکردند و بعد از آن ما هر وقت اورا میدیدیم با اسم دلی( دیوانه)صحرا صدایش میکردیم .

راستی خیلی سریال خوبی بود آن سال من سوم ابتدایی را میخواندم و سالهای بسیار روشن و پر امیدی بودند .تلوزیون ایران در اوج خودش بود به نظرم.

راستی ایران یک چیز دیگری هست توی هنر و سینما و اینجور چیزها مثلا دوبله ایران چقدر شگفت انگیز بود و همین حالا هم با کلی افت باز عالی است .بعد از آن وسال بعدش که کلاس چهارم بودم سریال بینهایت محبوب و عالیه خانه سبز پخش شد که هنوز هم بعد سی سال میتواند مخاطب داشته باشد آن پسره که نقش علی را بازی میکرد حالا مردی شده برای خودش خسرو شکیبائیه نابغه در دهه هشتاد و در عین جوانی مرد رامبد جوان که آن زمان واقعا جوان و جذاب بود با آن سریال چهره شد حالا عاقله مردی شده داریوش اسد زاده چند سال قبل در صد سالگی مرد ولی آن سریال مثل یک تکه جواهر باقی ماند و خاطره مشترک نسلها شد بعدش آقای خاتمی آمد و رویکردهای تلوزیون تغییر کرد و کارهای جدید و چهره های جدید و پدیده های نو به نو .توی شبکه تهران سریالی ساخته بودند به اسم بچه های خیابان که واقعا یک پدیده در تاریخ تلوزیون ایران بود البته شاید هم من خیلی دوستش داشتم و دارم اغراق میکنم یکی از نقشهای اصلی آن فیلم مرضیه برومند بود که خودش کارگردان نمایشها و سریالهای عروسکی خاطره سازی مثل زیزیگولو بود و در آن سریال بسیار تلخ و صریح که مشابهش در تلوزیون محافظه کار ایران کم بود یک نقش چرک و کثیف و واقعی بازی کرده بود که اصلا فکرش را نمیکردم .حالا یادم آمد قرار نبود سریال شناسی بکنم .حالا شب شده و پرسپولیس باخت و موجبات شادیم را فراهم کرد مخصوصا که به گل زیبای فرشاد تیتاب باختند و مزید بر علت شدند

تاریخ معاصرموجودات زندهگیم آف ترونزخانه سبزسریال
۸
۴
Hamid
Hamid
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید