آدولف هیتلر: زندگی، عقاید، جنایات و میراث در تاریخ
۱. تولد و سالهای آغازین (۱۸۸۹-۱۹۰۷)
آدولف هیتلر در ۲۰ آوریل ۱۸۸۹ در برانائو این، شهری مرزی در اتریش-مجارستان، از پدری به نام آلویس هیتلر (مأمور گمرک) و مادری به نام کلارا پولتسل به دنیا آمد . او ششمین فرزند خانواده بود که سه خواهر و برادرش در کودکی مردند. پدرش که مردی مستبد و سختگیر بود، اصرار داشت پسرش وارد خدمات کشوری شود، اما آدولف نوجوان از این ایده بیزار بود و رویای هنرمند شدن را در سر میپروراند .
تحصیلات هیتلر هرگز درخشان نبود. او در مدرسه با افت تحصیلی مواجه شد و سرانجام بدون دریافت دیپلم ترک تحصیل کرد. پس از مرگ پدر در ۱۹۰۳، مادرش به او اجازه داد راهش را دنبال کند. در اکتبر ۱۹۰۷ برای آزمون ورودی آکادمی هنرهای زیبای وین شرکت کرد و رد شد. این شکست ضربه سنگینی به او زد. دسامبر همان سال، مادرش بر اثر سرطان درگذشت .
۲. دوران سرگردانی در وین و مونیخ (۱۹۰۸-۱۹۱۴)
هیتلر از ۱۹۰۸ تا ۱۹۱۳ در وین زندگی سرگردانی داشت. او از ارثیه اندکش هزینه میکرد، در پناهگاههای بیخانمانها و خانههای مردان کارتنخواب اقامت داشت و با فروش نقاشیهای آبرنگ از بناهای تاریخی وین امرار معاش میکرد .
وین آن سالها کانون تضادهای قومی و یهودستیزی سیاسی بود. کارل لوگر، شهردار پوپولیست وین، با سخنرانیهای یهودستیزانه محبوبیت یافته بود. هیتلر بعدها ادعا کرد ایدئولوژی یهودستیزانهاش در همین سالها شکل گرفت، اما شواهد نشان میدهد او در وین با یهودیان ارتباط دوستانه و تجاری داشت و افراطیگری نژادپرستانهاش پس از وین کامل شد .
در می ۱۹۱۳ برای فرار از خدمت سربازی اتریش به مونیخ گریخت. اما با آغاز جنگ جهانی اول در اوت ۱۹۱۴، داوطلبانه به ارتش باواریا پیوست .
۳. جنگ جهانی اول: تولد یک ملیگرای افراطی (۱۹۱۴-۱۹۱۸)
هیتلر جنگ را رهایی از پوچی زندگی غیرنظامی یافت. او در هنگ ۱۶ پیادهنظام ذخیره باواریا به عنوان پیک (نامهرسان) خدمت کرد و چندین بار زخمی شد .
نشانهای شجاعت دریافت کرد: صلیب آهنین درجه دو (۱۹۱۴) و صلیب آهنین درجه یک (۱۹۱۸) که برای یک سرباز درجهدار افتخاری نادر بود. در اکتبر ۱۹۱۸ در نزدیکی ایپر در بلژیک بر اثر حمله گاز خردل به طور موقت نابینا شد و در بیمارستانی در پازوالک بستری گردید .
همنشینانش او را مردی عجیب و منزوی توصیف میکردند. نه نامه دریافت میکرد، نه هدیه، و نه درباره خانوادهاش حرف میزد. خبر تسلیم آلمان و فروپاشی امپراتوریها در نوامبر ۱۹۱۸ او را در همین بیمارستان غافلگیر کرد. بعدها نوشت در آن لحظه تصمیم گرفت وارد سیاست شود .
۴. ورود به حزب نازی و ایدئولوژی (۱۹۱۹-۱۹۲۳)
پس از جنگ، هیتلر به مونیخ بازگشت و به عنوان مأمور اطلاعاتی ارتش مشغول به کار شد. وظیفه او نفوذ در گروههای سیاسی کوچک و آموزش ضدکمونیستی سربازان بود. در سپتامبر ۱۹۱۹ به حزب کارگران آلمان (DAP) پیوست. این حزب کوچک را دتریش اکارت و دیگر ملیگرایان افراطی اداره میکردند .
هیتلر به سرعت استعداد خارقالعادهاش در سخنوری را نشان داد. جمعیتهای انبوه را مسحور میکرد. در فوریه ۱۹۲۰ نخستین سخنرانی عمومی بزرگ خود را ایراد کرد و در همان سال حزب به حزب ملی سوسیالیست کارگران آلمان (NSDAP) تغییر نام داد. او طرح پرچم حزب را طراحی کرد: صلیب شکسته در دایره سفید بر زمینه سرخ .
تا ۱۹۲۱ رهبر مطلق حزب شد. برنامۀ سیاسی حزب بر پنج محور استوار بود: یهودستیزی نژادی، ناسیونالیسم توسعهطلب، نفی پیمان ورسای، ضدیت با کمونیسم و لیبرال دموکراسی، و اتحاد تمام آلمانیزبانان .
۵. کودتای مونیخ و «نبرد من» (۱۹۲۳-۱۹۲۴)
نوامبر ۱۹۲۳ هیتلر به همراه ژنرال لودندورف کودتایی علیه دولت باواریا ترتیب داد. شب ۸ نوامبر به یک آبجوسازی در مونیخ یورش برد و با شلیک هفتتیر اعلام انقلاب کرد. روز بعد، راهپیمایی ۲۰۰۰ نفره نازیها با شلیک پلیس روبرو شد. ۱۶ نازی و ۴ پلیس کشته شدند. هیتلر گریخت اما دو روز بعد دستگیر شد .
محاکمهاش صحنهای برای خودنمایی شد. او قضات را با نطقهای آتشین تحت تأثیر قرار داد و به ۵ سال زندان محکوم شد، اما تنها ۹ ماه در قلعه لاندسبرگ با شرایطی راحت ماند. در همین مدت نخستین جلد «نبرد من» (Mein Kampf) را به رودلف هس دیکته کرد .
این کتاب ترکیبی است از اتوبیوگرافی تحریفشده و مانیفست ایدئولوژیک. چهار محور اصلی دارد:
۱. برتری نژاد آریایی و ناپاکی نژاد یهودی به عنوان «ویروس» تمدن
۲. نیاز به «فضای حیاتی» (Lebensraum) در شرق اروپا برای توسعۀ ملت آلمان
۳. نفی دموکراسی پارلمانی و ستایش نظام پیشوایی
۴. تقبیح پیمان ورسای و توطئهی جهانی یهود-بلشویسم
جلد دوم در ۱۹۲۶ منتشر شد. تا ۱۹۴۰ بیش از شش میلیون نسخه در آلمان فروخته بود .
۶. راهبرد جدید و صعود به قدرت (۱۹۲۴-۱۹۳۳)
پس از آزادی، هیتلر تغییر تاکتیک داد: به جای کودتا، از طریق صندوق رأی قدرت را تصاحب خواهد کرد. حزب را بازسازی کرد، سازماندهیاش را متمرکز ساخت و ماشین تبلیغاتی عظیمی به راه انداخت .
انتخابات ۱۹۲۸ برای نازیها ناامیدکننده بود (۲.۶٪ آرا). اما رکود بزرگ ۱۹۲۹ اوضاع را دگرگون کرد. بیکاری، تورم و نارضایتی از جمهوری وایمار فضا را برای افراطیها مساعد کرد. نازیها با وعده نان و کار، شکستن پیمان ورسای و نابودی کمونیسم رأی آوردند .
در ۱۹۳۰ به ۱۸.۳٪ رسیدند. در ژوئیه ۱۹۳۲ با ۳۷.۳٪ بزرگترین حزب رایشتاگ شدند. هیتلر در برابر هیتلر برای ریاست جمهوری در ۱۹۳۲ به هیندنبورگ کهنهسرباز باخت، اما در ژانویه ۱۹۳۳، با دسیسههای فرانتس فون پاپن و محافظهکارانی که گمان میکردند میتوانند او را مهار کنند، هیندنبورگ ناچار هیتلر را به صدارت عظمی منصوب کرد .
باور رایج که هیتلر «انتخاب شد» نادرست است. او منصوب شد و سپس دموکراسی را نابود کرد .
۷. تحکیم قدرت و دولت پیشوا (۱۹۳۳-۱۹۳۴)
۲۷ فوریه ۱۹۳۳ رایشتاگ به آتش کشیده شد. هیتلر هیندنبورگ را وادار کرد فرمان آتش رایشتاگ را امضا کند که حقوق مدنی را لغو کرد. ۲۳ مارس ۱۹۳۳ قانون تفویض اختیار به تصویب رسید: با ۴۴۱ رأی موافق در برابر ۹۴ مخالف، هیتلر قدرت قانونگذاری کامل یافت .
در ماههای بعد:
· همه احزاب سیاسی جز حزب نازی منحل شدند
· اتحادیههای کارگری برچیده شدند
· مطبوعات و رادیو تحت کنترل وزارت تبلیغات گوبلز درآمد
· اولین اردوگاه کار اجباری در داخائو برای مخالفان سیاسی گشوده شد
۳۰ ژوئن ۱۹۳۴ «شب دشنههای بلند» رخ داد. هیتلر با کمک اساس، رهبران اسآ از جمله ارنست روم و صدها مخالف دیگر را به قتل رساند. ارتش و سرمایهداران از این پاکسازی استقبال کردند .
۲ اوت ۱۹۳۴ هیندنبورگ درگذشت. هیتلر مقام ریاست جمهوری و صدارت را ادغام کرد و خود را «پیشوا و صدراعظم رایش» نامید. تمام سربازان و کارمندان دولت سوگند وفاداری شخصی به او یاد کردند .
۸. عقاید و علایق شخصی
ایدئولوژی نژادی: هسته مرکزی جهانبینی هیتلر «پاکی نژاد» بود. او تحت تأثیر داروینیسم اجتماعی و نظریههای نژادی قرن نوزدهم، تاریخ را نبرد دائمی نژادها برای بقا میدانست. نژاد آریایی (ژرمنی) را خالق تمدن، و نژاد یهودی را «ضد نژاد» و نابودکننده تمدن معرفی کرد .
ضد اسلاویسم: اسلاوها را «زیرانسان» (Untermenschen) مینامید و سرزمینهایشان را برای استعمار آلمان و بردهکشی ساکنانش ضروری میدانست .
ضد کمونیسم: بلشویسم را ابزار توطئه جهانی یهود برای نابودی تمدن غرب تفسیر میکرد. جنگ علیه شوروی «جنگ صلیبی» علیه این توطئه بود .
علایق شخصی:
· هنر: تا پایان عمر خود را هنرمندی ناکام میدانست. مجموعهای از نقاشیهایش پس از جنگ کشف شد. معماری را نیز بسیار دوست میداشت و طرحهای شهری عظیم برای برلین کشید .
· موسیقی: شیفته واگنر بود. اپرای واگنر را مظهر روح آلمانی میدانست و بارها به اجراهای بایرویت رفت .
· سینما: از فیلمهای مستند و تبلیغاتی به ویژه ساختههای لنی ریفنشتال حمایت کرد .
· زنان: رابطهاش با زنان مبهم و کنترلگرانه بود. پس از خودکشی خواهرزادهاش گلی رائوبال در ۱۹۳۱ (احتمالاً به دلیل آزار عاطفی هیتلر)، با اوا براون رابطه پنهانی آغاز کرد و ساعات زیادی از روز را با او در برشتسگادن میگذراند، اما تا روز پیش از خودکشی ازدواج نکرد .
· سبک زندگی: گیاهخوار بود، الکل مصرف نمیکرد و سیگار نمیکشید. ساعات کاری نامنظم داشت و اغلب تا دیروقت بیدار میماند .
۹. سیاست خارجی و راه به سوی جنگ (۱۹۳۵-۱۹۳۹)
هیتلر سه هدف اصلی در سیاست خارجی داشت:
۱. لغو پیمان ورسای و بازگرداندن قدرت نظامی آلمان
۲. اتحاد تمام آلمانیزبانان در یک رایش
۳. تصاحب «فضای حیاتی» در شرق
جدول گامهای تجاوزکارانه تا جنگ جهانی دوم:
تاریخ رویداد نقض پیمان ورسای؟
مارس ۱۹۳۵ اعلام بازسازی ارتش و نیروی هوایی بله
مارس ۱۹۳۶ اشغال نظامی راینلند بله
مارس ۱۹۳۸ آنشلوس (الحاق اتریش) بله
سپتامبر ۱۹۳۸ کنفرانس مونیخ و الحاق سودتنلند خیر (با موافقت قدرتها)
مارس ۱۹۳۹ اشغال تمام چکسلواکی بله (شکست توافق مونیخ)
اوت ۱۹۳۹ پیمان مولوتوف-ریبنتروپ با شوروی تاکتیکی
۱ سپتامبر ۱۹۳۹ حمله به لهستان بله (آغاز جنگ جهانی دوم)
۱۰. جنگ جهانی دوم و جنایات (۱۹۳۹-۱۹۴۵)
جنگ با تهاجم به لهستان در اول سپتامبر ۱۹۳۹ آغاز شد. تا ۱۹۴۱، آلمان بیشتر قاره اروپا را اشغال کرد: دانمارک، نروژ، هلند، بلژیک، لوکزامبورگ، فرانسه، یوگسلاوی، یونان و بخشهای وسیعی از شوروی .
اما هیتلر اشتباهات استراتژیک مرگباری مرتکب شد:
· ناتوانی در شکست بریتانیا در نبرد هوایی (۱۹۴۰)
· اعلام جنگ به آمریکا پس از پرل هاربر (۱۹۴۱)
· اصرار بر دفاع بیقید و شرط تا نابودی کامل آلمان
هولوکاست:
سیاست نابودی یهودیان اروپا از ۱۹۴۱ به صورت سازمانیافته آغاز شد. کنفرانس وانزه در ژانویه ۱۹۴۲ هماهنگی نهایی «راهحل نهایی» را تصویب کرد. شش میلیون یهودی در اردوگاههای مرگ (آشویتس، تربلینکا، سوبیبور و...) و توسط آینزاتسگروپن در شرق کشته شدند .
علاوه بر یهودیان، قربانیان رژیم نازی شامل موارد زیر بودند:
· ۳ میلیون اسیر جنگی شوروی (عمدتاً بر اثر گرسنگی و کار اجباری)
· ۲۰۰ تا ۵۰۰ هزار کولی (رومانیایی)
· ۲۰۰ هزار بیمار روانی و معلول (عملیات T4 اتانازی)
· هزاران همجنسگرا، شاهد یهوه و مخالفان سیاسی
مجموع کشتهشدگان جنگ جهانی دوم در اروپا حدود ۲۹ میلیون نظامی و ۱۹ میلیون غیرنظامی برآورد میشود .
۱۱. فروپاشی و مرگ (۱۹۴۵)
از ۱۹۴۳ ابتکار عمل به متفقین رسید. شکست در استالینگراد، نبرد کورسک، و سپس پیادهسازی در نرماندی فروپاشی را تسریع کرد. هیتلر که به طور فزایندهای از نظر جسمی و روحی تحلیل رفته بود، آخرین ماههای عمر را در پناهگاه زیرزمینی صدارتخانه در برلین گذراند .
۲۹ آوریل ۱۹۴۵ با اوا براون ازدواج کرد. وصیتنامه سیاسی نوشت و دریاسالار دونیتس را جانشین خود تعیین کرد. ۳۰ آوریل ۱۹۴۵، با شلیک به سر یا کپسول سیانور (شواهد ضدونقیض است) خودکشی کرد. جسدش را در محوطه صدارتخانه سوزاندند .
شوروی بقایای جسد را بارها دفن و نبش قبر کرد و سرانجام در ۱۹۷۰ به دستور آندروپوف به طور کامل سوزانده و در البه ریخته شد .
۱۲. اثر و میراث در تاریخ
تأثیر ژئوپلیتیک:
۱. تقسیم آلمان و اروپا: شکست آلمان به جنگ سرد و تقسیم این قاره به دو بلوط به مدت ۴۵ سال انجامید.
۲. پایان نظام استعماری اروپا: قدرتهای استعماری فرانسه و بریتانیا چنان تضعیف شدند که ظرف دو دهه امپراتوریهاشان فروپاشید.
۳. تأسیس اسرائیل: هولوکاست مشروعیت سیاسی و ضرورت اخلاقی برای ایجاد دولت یهود فراهم کرد .
تأثیر حقوقی و اخلاقی:
۱. محاکم نورنبرگ: نخستین دادگاه بینالمللی برای جنایت علیه بشریت. اصول آن مبنای تشکیل دیوان کیفری بینالمللی شد.
۲. کنوانسیون نسلکشی (۱۹۴۸): واکنش مستقیم به هولوکاست.
۳. اعلامیه جهانی حقوق بشر (۱۹۴۸): در پاسخ به جنایات نازیها تدوین شد .
تأثیر بر فرهنگ و حافظه جمعی:
۱. هیتلر به «نماد شر مطلق» در تمدن غرب بدل شد. هانا آرنت مفهوم «ابتذال شر» را برای توصیف سازوکار بوروکراتیک کشتار نازیها به کار برد.
۲. آموزش هولوکاست در بسیاری از کشورها اجباری شد.
۳. ممنوعیت نمادها و سخنان نازی در آلمان و اتریش، و محدودیتهای شدید در بسیاری کشورها.
۴. پرسش دائمی فلسفی: «آموزش و تمدن چگونه با این فاجعه همزمان شدند؟»
تأثیر بر آلمان:
۱. «فاجعه تمدنی» (Zivilisationsbruch) اصطلاحی که متفکران آلمانی برای هولوکاست به کار میبرند.
۲. «فرهنگ خاطره» (Erinnerungskultur): میلیونها آلمانی هر سال از یادمانها و اردوگاهها بازدید میکنند.
۳. بازنگری کامل قانون اساسی: «دموکراسی شبهنظامی» که اجازه ندهد دشمنان دموکراسی از دموکراسی برای نابودی آن استفاده کنند.
۴. تعریف «وطن» نه بر اساس نژاد، که بر اساس قانون اساسی دموکراتیک .
آمار نهایی جنایات منسوب به رژیم هیتلر:
· ۶ میلیون یهودی
· ۵.۷ میلیون غیرنظامی شوروی
· ۳ میلیون اسیر جنگی شوروی
· ۱.۸ میلیون غیرنظامی لهستانی
· ۵۰۰ هزار کولی
· ۲۰۰ هزار معلول و بیمار روانی
· دهها هزار همجنسگرا، شاهدان یهوه و مخالفان سیاسی
· حدود ۸ میلیون آلمانی نیز در جنگ کشته شدند و ۱۲ میلیون آلمانی از شرق اروپا اخراج شدند .
هیتلر کارنامۀ خود را با این جمله در «نبرد من» خلاصه کرده بود: «آلمان یا قدرت جهانی خواهد بود، یا وجود نخواهد داشت.» او آلمان را به نابودی کشاند، اروپا را ویران کرد و میراثی از نفرت بر جای گذاشت که هفتاد و پنج سال بعد هنوز التیام نیافته است.