ویرگول
ورودثبت نام
Hamid
Hamid
Hamid
Hamid
خواندن ۴ دقیقه·۸ روز پیش

در مورد نسلها و آن قزاق

حالا میخواهم برای شما در مورد نسلها بنویسم این یک نوشته سنگین با کلمات قلمبه نیست حرفهای معمولی وتجربیات زندگی مختصر من است من یک دهه شصتی هستم که معروف به نسل سوخته است ولی این حرفها پوچ و بی معنی است رومن گاری توی کتاب زیبایش خداحافظ گری کوپر میگوید سوخته بودن مشخصه همه نسلهاست نسلی که سوخته نباشد اصلا نسل نیست ولی بعضی نسلها هم طلایی میشوند مثلا میگویند کسانی که در دهه نود در آمریکا زندگی میکردند خوشبخت ترین نسل بودند .وقتی من نوجوان بودم و در مقطع راهنمایی درس میخواندم محیط مدرسه ما بیشتر شبیه یک اردوگاه کار اجباری یا آشوویتس بود ناظمهای ما اکثرا متولدین دهه سی و چهل بودند و معلمهایمان هم از آنها بزرگتر بودند آن ناظمها شرایط سنی داشتند که تمام مسائل و اتفاقات انقلاب و جنگ هشت ساله را کاملا دیده و زیسته بودند آن زمانها جامعه خیلی خشن و بی حساب و کتاب بود مثلا ممکن بود سربازی را بخاطر یک روز تاخیر در بازگشت از مرخصی تا حد مرگ کتک بزنند یا بدترین شکنجه ها را به زندانیان سیاسی میدادند راستش پهلوی باید زودتر گورش را گم میکرد این دیدگاه سیاسی من است درست همان وقتی که مردم مصدق را به او ترجیح دادند باید میرفت یعنی بهتر بود که اصلا پهلوی یا همان پالانی ها وجود نمیداشتند همه چیز را که نمیشود به زور سرنیزه و شکنجه به ملت حقنه کرد باید مشروطه مسیر طبیعیش را میرفت و به سرمنزل مقصود میرسید ولی یک قزاق بیسواد قرمساق فکر میکرد میتواند با نیم سیر عقل ناقصش همه مشکلات را حل کند و نتوانست و گور به گور شد و جنازه اش را از فاضلاب بیرون کشیدند متاسفم که اکثر مردم واقعیت های تاریخ را نمیدانند و دائم طوطی وار از دست آوردهای پدر و پسر فراری داد سخن سر میدهند که خط آهن ساخته امنیت آورده ال کرده بل کرده ولی نمیدانند که آن راه آهن به دستور اربابهای انگلیسیش و بدون عبور از هیچ شهر مهم ایران و در خدمت قشون اجنبی بوده یا همه کارها با پول باد آورده نفت بوده .مخم از این حرفها سوت میکشد حتی به نظر من وقوع انقلاب و قدرت گرفتن مذهبی ها در پاسخ به خریت پالانی اول در تحقیر روحانیون بود یعنی اگر او شعور و تجربه قاجار در مملکت داری را داشت هرگز آن رفتار را با دین و دینداران نمیکرد که به فکر تشکیل حکومت و انتقام از ملی میهنی ها بیفتند و نه آنهمه جنایتهای ساواک میشد نه ۲۱ آذری پیش می آمد نه انقلاب میشد نه آنهمه اعدامهای خلخالی و محمدی گیلانی و نه عراق به ایران حمله میکرد و صدها هزار انسان بیگناه کشته و مجروح و آواره میشدند و ...به نظرم همه آتشها از گور نداشته آن قزاق قلدر بلند شد ای کاش هرگز زاده نشده بود او طاعون تاریخ ایران زمین بود .آن ناظمها با ما طوری رفتار میکردند که خلخالی و یارانش با مجاهدها .بخاطر یک دقیقه دیر رسیدن شلنگ گاز را بیرحمانه به کف دستهای کوچک و نحیفمان میزدند آن زمان حتی اگر از آسمان سنگ هم میبارید هبری از تعطیلی مدرسه نبود وکیفیت آموزش هم تعریفی نداشت انگار هدف همین بود که مارا در سرمای سی درجه زیر صفر سر صف نگه دارند و مراسم صبحگاه و تلاوت قرآن را اجرا کنند که آن صداها و الله اکبر و مرگ بر آمریکا گفتن ها در محله های اطراف مدرسه بپیچد و لرزه به اندام دشمنان حکومت بیندازد که یعنی ما هنوز با تمام قدرت هستیم و اگر جنگ تمام شده فکر نکنید دیگر نمیتوانیم خونتان را به شیشه بگیریم هنوز مثل عقاب بالای سرتان هستیم و رعیت ما هستید فرزندانتان شعارهای مارا تکرار میکنند و هروقت بخواهیم به خانه هایتان میریزیم و ویدیوها و ماهواره هایتان را جمع میکنیم وهیچ کاری از دستتان بر نمی آید نوجوانی مارا هم آنجوری به گوه کشیدند مخصوصا چون آن آدمی که مد نظرشان بود از صندوق بیرون نیامده بود خیلی عصبانی بودند .حس میکنم کمی تند رفتم و عصبانیتم را روی کاغذ ریختم میخواستم از نسلها بنویسم ولی قلم جور دیگری چرخید و به جاهای دیگری رفت.حالا باز سوال میپرسم آن شلنگ ها را چرا به کف دست ما میزدند؟ ما داشتیم سهممان را از تاریخ پر از رنج و کج فهمیه کشورمان میگرفتیم.ویروس با خودش نمیگوید چون این آدم هنوز بچه است بهش رحم کنم و مبتلایش نکنم سیل که می آید خانه همه را تا جایی که زورش برسد خراب میکند باید هشیار باشی و خودت را نجات بدهی .من دارم از نسلها مینویسم ؟ این یک میدان سخت است نوشتن آدم را از مسیر خارج میکند ما چگونه ماشدیم؟ به گفته ها نیست که مردم دارند در خانه هایی با کیفیت جهانی با همه امکانات زندگی میکنند حتی در روستاها هم طرح هادی زده اند و نت و جاده و گاز و آب و فاضلاب و همه چیز هست دارو و درمان هست لا اقل تا امروز که هست ممکن است فرداروز نباشد ولی تا حالا بوده

ایران زمینتاریخ ایرانتلاوت قرآن
۱۰
۳
Hamid
Hamid
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید