من باید بنویسم سریع بی فکر و کوبنده یک هفته قبل این کار را کردم ده ها نطلب سریع نوشتم و پاک کردم سعی میکردم مثل مسلسل کلمات را روی کاغذ شلیک کنم ولی فمرهایم ته میکشید زندکی من آنقدر در تصویر و پر خاطره و جزئیات نبود که بتوانم هر روز ده ها صفحه بنویسم و مجبور میشوم به تخیل پناه ببرم و آنرا تیز کنم و پوست حقیقت را با آت بکنم و گوشتش را از استخوان جدا کنم حالا به آن لاشه فکر میکنم نوشته من باید شبیه ده کیلو گوشت قیمه شده باشد به تک تک خانه ها سر بزنم به دیوانگی رجوع کنم و از آن فراتر بروم به استخر حقیقت یک شیرجه مستانه بزنم ببینم دنیا دست کیست به دعواها فمر کنم راستش من توی عمرم چندان آدم دعوایی نبودم و ازش میترسیدم همیشه آنقدر کند بودم که کتک میخوردم و خودم را میباختم راست میگویم اصلا سرشت من ترسوتر از آن بود که بتوانم کسی را بزنم یا با کسی دشمنی کنم یا کسی را تنبیه کنم و یا حتی بتوانم حق خودم را بگیرم هوشم آنقدر نبود که دیگی را بجوشاند که شهصیتم در آن بپزد همیشه خام و نچسب و ناکافی باقی ماندم و شخصیتم شکل نگرفت این حرفها را برای ترحم خریدن یا مظلوم نمایی نمیگویم دارم به دعواهایی که باید میکردم ترس مانعم شد فکر میکنم دعواهایی که میتوانست نجاتم دهد شخصیتم را شکل دهد و بزرگم کند ولی من گوشه نشینی وبی عملی را ترجیح دادم و نتوانستم کاری کنم حقیقت زندگی این است همه قرار نیست برسند و بشوند و به دست بیاورند ممکن است کسی در ۱۷ سالگی در جام جهانی فوتبال گل بزند و دیکری مثل من در چهل سالگی بیکار و تنها و بی پول باشد زندگی به کسی چیزی بدهکار نیست به کسی قول رسیدن نداده باید همیشه آماده جنگیدن و ترشرویی و رودر رویی را داشته باشی اینجا سریالهای تلوزیونی نیست که همه چیز خوب و بی نقص باشد زندگی تورا بیچاره میکند چشم وا میکنی میبینی همه رفته اند و تو تنها مانده ای دندانت درد میکند و پول ندا ی سرت را به دیوار میکوبی گریه میکنی هیچ خدایی هم به دادت نمیرسد داد خدا همان است که سختی ها عاقلت کند کار کنی پول دربیاوری که دفعه بعد که دندانت درد گرفت بروی دکتر که درستش کند .که پخته شوی و خام نمانی دیگ درونت بجوشد که کسی نتواند سر به سرت بگذارد جوابهای دندان شکن برای یاوه گوها داشته باشی که هوس نکنند حقت را بخورند و با اعصابت بازی کنند این نوشته من است از ذیگ وجود من جوشیده جوش و خروش من در همین حد است دارم به انسانهایه جنگی فکر میکنم که چرا هرگز مثلشان نشدم و آنها قله ها را فتح مردند و با استخوانهای آدمهایی مثل من خلال دندان درست کردند من باید بنویسم قبل از مرگ