ویرگول
ورودثبت نام
Hamid
Hamidهرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
Hamid
Hamid
خواندن ۷ دقیقه·۶ روز پیش

وضع تبریز

در این روزهای قطع اینترنت و خاموشی دیجیتال که ایران در تب و تاب است. شاید شما هم از جمله کسانی باشید که وضع و موضع تبریز برایتان جای سوال داشته باشد که چرا مثل مشهد و تهران و اصفهان و شیراز آشوبناک نیست و حضور سرد و ناچیزی در وقایع دارد‌.

راستش هیچکس نمیتواند مثل من این مسئله را درک کند

شاید باورتان نشود ولی من یکی از آنهایی هستم که به راحتی و با وجدانی آسوده میشود برچسب پانترک بهش زد.

چند ماه قبل در بهار همین سال جاری یعنی ۱۴۰۴ من در استادیوم قزوین بودم و جشن قهرمانی نوبرانه ترکتور در لیگ برتر ایران را گرفتم. ده سال قبل از آن هم ۲۵ ام اردیبهشت ۹۴در استادیوم یادگار امام تبریز شاهد بزرگترین جام دزدیه تاریخ ورزش جهان از ملت مظلومم بودم. شبی که به مراتب از شب مرگ پدرم هم تلختر بود و داشتم از غم منفجر میشدم به زمین و زمان فحش میدادم و شاهد توهین و تحقیری قابل مقایسه با ۲۱ آذر ۱۳۲۵ که مدیای فارسی از آن به اسم نجات آذربایجان نام میبرد بودم .البته پدران ما همان ناجی را سال ۵۷ با چشم گریان دست در دست فرح جانش با اوردنگی سوار هواپیما کرد و به آغوش گرم انور سادات در هاک قهرمان پرور مصر فرستادند تا دیگر ناجی بازی را کنار بگذارد و به کارهای بدش فکر کند و کتاب بنویسد .

در آن بازی تاریخی بهترین داور تاریخ ایران علیرضا فغانی که اتفاقا همشهریه رقیب ما نفت تهران بود بهترین بازیکن تیم ما آندو تیموریان را بدون هیچ دلیل موجهی با کارت قرمز مستقیم اخراج کرد در دو قدمی شاهد پایین کشیدن شورت ورزشه مهاجممان در محوطه جریمه حریف شد و تصمیم گرفت پنالتی نگیرد در یک آن پیامکها و ارتباط مخابراتی موبایلها و حتی رادیو ها هم از کار افتادند به دروغ به ما گفتند بازی حریف مستقیممان در اصفهان مساوی شده و با هزار و یک دوز و کلک آن جام را که خیلی ذوقش را داشتیم ازما دزدیدند و به سپاهان اصفهان که همزبانشان بود و مثل ما نزدیک مرز ترکیه نبود و برچسب پانترک بهش نمیچسبید دادند و تازه برایمان جوک ساختند و به ریشمان خندیدند و هنوز هم بعد از ده سال گاه و بی گاه به دزدی و حرامزادگیشان افتخار میکنند و به ریش ما میخندند بعد از آن جام دزدیه آشکار همای سعادت از شانه دردانه اصفهانی فاشیسم فارسی پرید و تیمی که در چهارده دوره لیگ برتر با پنج قهرمانی اهدایی پر افتخارترین بود و میان ابرها سیر میکرد در ده سال اخیر با وجود بیشترین پول پاشی و بهترین خریدها و مربی ها و بدون کوچکترین ناداوری و حق خوری یک جام هم نگرفت و به یک تیم معمولی تبدیل شد و شاهد عبور پرسپولیس وزارت ورزش در افتخارات از رویش شد

در سال بعد از آن آه مظلومانه ما کاری با سپاهان کرده بود که در شرف سقوط به لیگ یک و حتی انحلال قریب الوقوع بود در آسیا با فضاحت و رسوایی حذف شدند و محرم نوید کیا کاپتان اسطوره ایشان مثل مجرمها به جایی نامعلوم متواری شده بود و خبرنگارها سراغش را از برادرش میگرفتند که کجاست و چه میکند در اقدامی بی سابقه وزارت ورزش دولت بنفش خود وارد عرصه تیمداری در لیگ برتر شد و پرسپولیس را تقویت کرد و تیمی که سابقا برای نیفتادن میجنگید و در چهارده دوره لیگ برتر با آنهمه حمایتهای رسانه ای و بازیکنان خوب و امتیاز حضور در پایتخت و هزار و یک امکانات دیگر فقط دو جام داشت را در ۹ سال هفت بار قهرمان لیگ کرد و حتی برای پر کردن ویترینش سوپر جامی که منسوخ شده بود را احیا کرد و چند جام هم آنجوری بهش داد تا قشر خاکستری را بیشتر تخدیر کند و حواسها را از گرانی های بی سابقه پرت کند حال آنکه حتی در جزیره آدمخوارها هم قانون و دموکراسی اجازه تیمداری وزارت ورزش در لیگ فوتبال یا هیچ لیگ ورزشی را نمیدهد.

وزارت ورزشی که برای استمرار موفقیتهای پرسپولیس از ورود سیستم وار ممانعت کرد .و پارسال در اولین سالی که گورش را گم کرد سیستم وار به لیگ کشور آمد و پرسپولیس از کورس رقابت بازماند و حتی وقتی خودشان از گرفتن جام نا امید شدند در آستانه بازیشان با سپاهان فضای رسانه ایشان میگفتند که اگر خودمان قهرمان نشویم ترجیح میدهیم بین سپاهان و ترکتور .سپاهان قهرمان شود ودر آن بازی که در استادیوم آزادی تهران در بهارهمین امسال برگزار میشد به طرزی ناشیانه و کاملا آشکار در ده دقیقه با گل به خودیه مسخره و عمدیه مدافع گرجستانیشان دو صفر به سپاهان باختند و هشتاد دقیقه در زمین قدم زدند که سپاهان علاوه بر گرفتن سه امتیاز آن بازی برای بازی بعدی هم انرژی اش را ذخیره کند و ابن مرجانه مدیای فاشیسم فارسی عادل فردوسی پور کوچکترین اشاره ای به آن تبانی آشکار نکرد حال آنکه چند هفته قبل از بازی استقلال قعر جدولی و ترکتورصدرنشین در تبریز که طبعا شانس ترکتور برای برد بیشتر بود. عزا گرفته بود که مبادا استقلالیها از لج پرسپولیس که پارسال در آخرین دقیقه آخرین بازی با گل صد در صد آفساید همان مدافع گرجی قهرمانی را از چنگشان در آورده و به ریششان خندیده بود عمدا به ترکتور ببازد.

و بازیکنان استقلال را به برنامه اینترنتیش دعوت کرده بود که اگر دست از پا خطا کنید و مقابل ترکتور کمکاری کنید رسوایتان میکنم همان ابن مرجانه بعد از جمعه سیاه و بزرگترین جام دزدی تاریخ ورزش از ملت مظلوم آذربایجان نیشش را تا بناگوش باز کرده بود و چراغهای زرد را به افتخار سپاهان و قهرمانیه سرتا پا لجنش روشن کرده بود و ظلم و نامردی نماند که در حق ما نکند ولی خدا جای حق نشسته بود و چند سال بعد دکور آنچنانیه برنامه پرطرفدارش را پشت وانت ضایعاتی دیدیم و خودش را با اوردنگی از تلوزیون بیرون انداختند و اورا که خودش را بزرگتر از خدایان مصر باستان و فرعون زمانه میدید با چشم گریان دیدیم.

راستش من در هیچ تظاهرات ضد حکومتی شرکت نمیکنم روح این شهر اینجوری شده ما فهمیدیم با اکثریت ایران هم رای نیستیم همانهایی که بخاطر ناکامی ما در رسیدن به قهرمانی که حق مسلممان بود جشن گرفته بودند و به ریش ما میخندیدند و در استادیومهایشان توهین و فحش و ناسزا نماند که نثارمان نکنند .

واقعیت این شهر همان است که در استادیوم یادگار امام در بازی پرسپولیس دیدید که نسبتمان هفتاد هزار به پنجاه تا تک نفر شماست و آن هفتاد هزار نفر هم یکصدا ناموس پهلوی ها را مورد عنایت قرار میدادند

حالا درست است که چند نفری در سنگ فرش ولیعصر و شهناز مرگ بر دیکتاتور و جاوید شاه میگویند ولی در حد همان چند نفر باقی میمانند و تعدادشان ده درصد نیروهای باتوم به دست پلیس هم نمیشود .

ما نشسته ایم و نگاه میکنیم اگر با آمدن کسی وضع بهتر از این بشود خوب ما مینشینیم تا بیاید اگر هم نیاید همینجوری به زندگی فقیرانه ادامه میدهیمو هر روز فقیر تر میشویم تا ببینیم چه میشود و روزگار چه خوابی برایمان دیده

پیشنهاد میکنم فیلم جاده خاکی را ببینید که چه توهینی به ترکها میکنند و به راحتی مجوز گرفته و بدون هیچ مشکلی اکران میشود جایزه هم بهش میدهند و از آن دست فیلمها و سریالها خیلی زیاد است در استادیوم آزادی پارسال همین روزها در بازی پرسپولیس و ترکتور .تهرانی ها بدترین و نامردانه ترین الفاظ را نثار ما کردند و با سنگ و بطری از بازیکنان و تماشاگرانمان پذیرایی کردند و واکنش قانون محروم کردن هردو تیم از تماشاگر در دو دیدار پیش رو بود که خودش از عجایب روزگار است که تخلف در تهران و توسط طرفداران پرسپولیس بوده و مجازات به صورت مساوی بین طرفداران دو تیم تقسیم شد و ما باید در تبریز از حضور در استادیوم محروم میشدیم در مقابل ما در میزبانی از پرسپولیس در جوی هزاران بار اخلاقی تر و انسانی تر از جو استادیوم تهران فقط به جرم توهین به کریم باقری که آن هم یک هزارم چیزی که آنها به بیرانوند و ترابی گفته بودند نبود .تا آخرین بازی جام حذفی از داشتن تماشاگر محروم شدیم .اولین بازی از آن دسته همین فردا در قزوین همان ورزشگاه قهرمانی ما خواهد بود و هواداران پرسپولیس تهدید کرده بودند که آنجا را برایمان جهنم میکنند ولی نمیدانستند که به دلیل همین شلوغی های اخیر بازی بدون تماشاگر میشود

من به سهم خودم شجاعت به خرج دادم و این مسائل را بازگو کردم حال قضاوت با شماست که حق را گفتم یا ناحق.

یا باید مارا به عنوان قسمی از جمعیت ایران بپذیرید و به حقانیتمان و ظلمهایتان در مورد ما اقرار کنید و بخاطرشان معذرت خواهی کنید و به زبان و تاریخ و جغرافیای ما احترام بگذارید و اسمهای دزدیده شده و فارسی شده روستاها و شهرها و کوه ها و رودهایمان را به اصلشان برگردانید یا به همین رویه ظلم و دزدی و نامردی ادامه دهید تا ببینیم چه میشود

لیگ برتراستادیوم آزادی
۷
۱۴
Hamid
Hamid
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید