ویرگول
ورودثبت نام
Hamid
Hamidهرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
Hamid
Hamid
خواندن ۹ دقیقه·۲ روز پیش

پاستوریزاسیون

گویا من خیلی سریع فکر میکنم و این سرعت فمرهایم را خراب میکند و نتیحتا زندکیم هم خراب میشود من همیشه عجول بودم و بعد خسته و زمینگیر شدم حالا در چهل سالگی میانگین تخرکم در طول روز به صد متر هم نمیرسد آسمان دارد میغررد و میخواهد ببارد من باید یاد بگیرم آرام و بی هدف فقط برای نوشتن و ادامه دادن بنویسم

باران چگونه میبارد؟ خوب هر گونه که لازم باشد و اشکالی هم ندارد و زمین را تر میکند و چیز خیلی خوبی هم هست پس نوشتن از باران در برنامه نویسندگی بی هدف ما نیست پس چه چیزی مینویسیم؟ از اکسیژن که نمیدانم منبع اش چیست میگویند پلانکتونهای موجود در سطح اقیانوسها میسازندش و من اطلاع دقیقی در موردش ندارم .اگر مواد مذاب داهل هسته زمین از زمانهای بینهایت دور یعنی آغاز شکل گیری زمین بوده چطور اینهمه سال حرارت از بین نرفته و مواد مذاب نرم سخت نشده؟ اینیکی سوال خیلی سختی است احتمالا لابه های زمین مثل یک فلاسک که دمای چای رابرای چند ساعت گرم نگه میدارد توانسته اینهمه میلیون سال آن حرارت را حفظ کند و آن مواد مذاب گهگداری از کوه های آتشفشانی بیرون میزند و خسارتهایی به وجود می آورد من حتی احتمال میدهم منشا آب گرمهای طبیعی هم به همان مواد مذاب برگردد در میان لایه های زمین یعنی پوسته و گوشته و هسته شکافهایی سراسری هست و آب مثل هر سیالی به آنجا میرود و آن خلا را پر میکند و داغ میشود و آن پدیده آب کرمهای طبیعی مثل سرعین و نمونه هایی که در ژاپن و جاهای دیگر هست پدید می آید حتی در بعضی کشورهای پیشرفته مثل اسکاندیناوی دولتها برنامه هایی برای گرم کردن رادیاتهای خانه ها با همان آبهای گرم طبیعی دارند شاید هم تا حالا عملی کرده اند و من خیلی دوست دارم در مورد آن کشورها که میگویند شش ماه روز و شش ماه شب هستند بدانم و به آنحاها بروم و مردمشان را ببینم و سر از خانه های زیبا و میکده ها و کاباره ها و کتابخانه هایشان در بیاورم به نظرم اینکه آدم شش ماه تمام خورشید را نبیند دیوانه کننده است ولی آنها انسانهایی قدرتمند و باسواد هستند که به خودشان قوت قلب میدهند و از پس آن شرایط بر می آیند و بالاترین میزان رفاه و سواد و خوشحالی و خوشبختی را هم همانها دارند وقتی تیمهای سوئد و آرژانتین در جام جهانی ۲۰۰۲ که من نوجوان بودم در یک گروه بودند با هم در یک گروه بودند گزارشگر گفت شمال وجنوب کره زمین دارند با هم بازی میکنند که برای من در آن سن خیلی جالب بود و جالبتر اینکه هردوی آنها متعلق به دنیا و فرهنگ مسیحی بودند و صلیب روی سینه خود میکشیدند از کشور سوئد در آن سالها سریالی زیبا و تاریهی به اسم گیومتل پخش میشد که به نظر و تاحایی که یادم می آید گماشته یا کمیسر و کارآگاه پادشاه بود و در سراسر سوئد میگشت تا عدالت رابرقرار کند و متقلبان و ظالمان و کلاهبردارها و ...را تنبیه میکرد

وما فامیلی داشتیم که درپیری توانستهبود به کشور فنلاند که گویا نزدیک سوئد هست و همسر دومش آنجا

شهروند شده بود و کاباره داشت برود و خیلی از خوبی های آنجا تعریف میکرد مثل اینکه در زمستانهای سرد برای کوزنهای وحشی که مثل گربه ها در سایر کشورها آزادامه میگشتند شیر گرم میدادند یا در خانه ها سنسور دود متصل به اداره پلیس وجود داشت که کسی نتواند داخل خانه خودش سیگار بکشد تا حقوق افراد غیر سیگاری پایمال نشود چیزی که نه تنها الان بلکه صد سال آینده هم برای کشورهای دیگر قابل تصور نیست او سی سال قبل دیده بود و در مورد آرژانتین که تیم و کشور محبوبم بود؟ اسمش به معنی سرزمین نقره و از بزرگترین تولید کنندگان نقره در جهان بود یعنی یک جایی هست که تا قبل از مهاجرت گسترده اروپایی هایه اکثرا ایتالیایی و اسپانیایی چندان آباد و پر جمعیت نبود و گروه هایی از سرخپوستهای بومی تمدن ناچیزی داشتند ولی بالاخره یک روز آنجا هم به روشی بختش باز میشود و مهاجرهای سفید پوست به خاکش سرازیر میشوند و آبادش میکنند و دلیل اینکه با وجود اکثریت ایتالیایی زبانش اسپانیایی است را من نمیدانم و برای خودم هم سوال است سالی که من به دنیا آمده بودم یعنی درست همان روزها آرژانتین با درخشش خیره کننده تاریخ فوتبال یا حتی ورزش توانسته بود قهرمان جام جهانی ۸۶ مکزیک شود و مهمتر از آن انگلیس را که جزیره مالویناس یا فالکلندشان را اشغال کرده بود با دو گل تاریخی و بی نظیر او شکست دادند و غرور پامال شده شان را احیا کردند بعدش چی بگم؟آسپرین ؟ خیلی عجیب است که از فوتبال و آرژانتین و جام جهانی به آسپرین بپری! ولی من انجامش میدهم چون این نوشته بی هدف و یکهویی است.میگویند یک دانشمند آلمانی حدود دو قرن قبل آنرا از پوست یا برگهای درخت بید ساخته البته به این سادگی نبوده که مثل عطارهای ایرانی و عربی برگها و پوست درخت را توی دیگ تقطیر بیندازد و عرقش را بگیرد و آن عرق را با آردی ترکیب کند و به بازار بدهد کلی رویش آزمایش کرده و سنجیده و مراحل بسیار سخت علمی و آزمون و خطا را طی کرده میگویند اگر کل قرصهای آسپرین مصرفی در دنیا را روی هم قرار بدهی از زمین تا کره ماه میرسد مکانیزمش هم اینجوری است که با رقیق کردن خون که شاید با فعال کردن غده ای یا ترشح چیزی در بدن باشد گردش خون را سرعت میدهد و اینجوری سردرد را بهتر میکند و داستان جالبی دارد که راسپوتین توانسته با قطع آسپرینی که پزشک دربار به شاهزاده روسیه تجویز کرده بود مانع خونریزی اش شود و با همان یک منع مصرف اورا از مرگ نجات میدهد و عزیز دل شاه و ملکه و درباریان میشود .آیا پاستور میتواند یکی از مهمترین انسانهای تاریخ باشد؟ احتمالا هست او توانسته بود با تلاش خیلی زیاد و طاقتفرسا واکسیناسیون را اختراع کند یعنی با فراست خدادادی فهمیده بود بدن اسب که خیلی قویتر از بدن آدم است میتواند پادتن خیلی بیماریها را تولید کند عامل بیماری‌ زا را به بدن اسب تزریق میکرد و بعد از مدتی پادتنی که بدن قدرتمند اسب میساخت را میکرفت و به بدن انسان تزریق میکرد و این مسئله باعث میشد که آن بیماری دیکر هرگز قدرت کشتن انسان را نداشته باشد کلا واکسیناسیون را انگار او ساخته بود مثلا واکسن هاری آبله فلج اطفال و اینجور چیزها؟ دقیق نمیدانم آنجوری باید اسم آن روش را پاستورازیسیون میگذاشتند شاید هم دانشمند دبگری بود به اسم مثلا جرج واکسن که واکسیناسیون را او اختراع کرده بود ولی دست آورد پاستور این بود که صنعت ابریشم سازی و شراب سازی مشورش را نجات داده بود و واکسنی برای بیماری مهلک و بینهایت ترسناک هاری ساخته بود واکسن هاری از آن واکسنها نیست که همینجوری در بدو یا اوایل تولد به صورت عمومی به همه بزنند ولی بعد از کزیده شدن توسط سگ و سگسانان باید سریعا تزریق شود وگرنه با مرگی بسیار سخت و دردناک فرد را میکشد احتمالا مرگ با هاری یکی از دردناکتریت مرگهای شناخته شده است که با تب و لرز فراوان همراه است حالا حساب کنید کسی که مانع آنهمه درد و رنج شده چقدر برای بشریت مفید و مهم بوده است شاید واکسن آبله را هم او ساخته باشد فردی به اسم فلمینگ از اهالی اسکاتلند هم توانسته بود پنی سیلین را کشف کند که آن هم خیلی داروی مهمی بود و جان خیلی هارا از مرگ و درد فراوان رهانیده و فردی به اسم چارلز داروین توانسته با تلاش خیلی زیاد و سختکوشیه ستودنی منشا انواع را پیدا کند و با قطعیت گفته اصل و ریشه انسانها به شامپانزه ها برمیگردد و بشر اول یک چیزی شبیه آن گوریل ها یا شامپانزه ها بوده و در اثر جهش ژنتیکی که خوب من نمیدانم چیست تکامل یافته و راست قامت شده و موهای بدنش کمتر شده و حجم مغزش افزایش پیدا کرده و کم کم آدم شده حرف زدن را ساخته آتش را کنترل کرده به راس هرم غذایی رسیده و متمدن شده و...و چیزهایی که در مورد آدم و حوا و قصص آسمانی همه در حد قصه هستند .آیا برق را ادیسون اختراع کرده؟ قطعا نه یک چیزی هست که از زمانهای خیلی قدیم یعنی از همان اول در طبیعت وجود داشته در رعد و برق ابرها و بشر آنرا میدیده میگویند در کاوشهای باستانی چیزهایی شبیه باطری های خیلی اولیه بوده که معلوم نیست با آن چکار میکردند شاید در مصر یا چین باستان دانشمندان و مخترعین بوده اند که از برق چیزهایی میدانستند و کارهایی شبیه شوک الکتریکی!یا آبکاری با آن انجام میدادند ولی چون علم و دانش آن زمان طبقه بندی نشده بود آن اختراعات مثل یک جرقه زودگذر بودند حتی میگویند دو هزار سال پیش یک مخترع چینی چیزی شبیه ماشین بخار ساخته بود ولی چندان جدی گرفته نشد و از یادها رفته تا دوره به جیمز وات اسکاتلندی و همدوره هایش برسد که آن ماشین جذاب و برون سوز و قوی را بسازد یا بهینه سازی کند با همان ماشین ابتدا کارهایی مثل آسیاب کردن دانه های قهوه و تخلیه آب چاه را انجام میدادند و بعد هی بهتر و قوی تر شد توی کشتیها گذاشتند و بساط بادبان و دکل برچیده شد و بعد قطار را ساختند که یک اختراع واقعا انقلابی بود شاید حتی اتومبیلهایی با ماشین بخار هم ساخته بودند من انیمیشنش را توی نت دیده ام دوتا سیلندر آهنی مثل سرنگ است که به یک چیز دایره مثل چرخ دنده بزرگ دوچرخه که پدالها بهش وصلند وصل است مکانیزم جالبی دارد آب در سیلندر آول منبسط میشود و پیستون را جلو میراند شاتون هم آن چرخ را نیم دور جلو میراند و در نتیجه در آنیکی سیلندر پیستون فشرده میشود و بخار باز منبسط میشود و آنرا جل و میراند و این کار تا هروقت که سوخت باشد ادامه دارد قدرتش خیلی بهتر از اسب و قاطر و هر چیز بیولوژیک دیگر است و یک چیز انقلابی و تمدن یا دوره ساز بود بشر را از یک دوره بسیار طولانیه اتکا به قدرت ماهیچه و عضله به عصر ماشین انتقال داد برق هم در شکل گیری دوره جدید خیلی مهم بود دانشمندان و فیزیکدانان خیلی باسواد و سختکوش اروپایی دیوانه وار رویش کار میکردند آن ابتدا چیزهایی مثل مالش یک چیز به یک پارچه و باردار کردنش بوده یعنی همه چیز در ابتدا از همان چیزهای کوچک و پیش پا افتاده بوده تا به تدریج توانسته اند باتری بسازند و آزمایشهایشان را بیشتر و دقیقتر کرده اند آهنربا هم در پیشرفت علم الکتریسیته نقش به سزایی داشته توانسته اند با ترکیب سیم پیچ و آهن چرخش را ایجاد کنند و آرمیچر یا موتور الکتریکی به وجود آمده که از آن زمان تا حالا در صدها وسیله از مخلوط کن آشپزخانه تا ماشینهای تسلا مورد استفاده است فکر کنم تسلا هم به آرمیچر خیلی علاقه داشته با خودش گفته وسیله ای که با اعمال ولتاژ چرخش ایجاد میکند حتما با چرخش سریع هم میتواند برق تولید و اینگونه بوده که برق ای سی که خیلی بهتر از برق دی سی هست به وجود آمده و دنیا باز وارد مرحله بالاتری از تکنولوژی و رفاه شده

جام جهانیتسلامارادوناواکسن
۰
۰
Hamid
Hamid
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید