ویرگول
ورودثبت نام
Hamid
Hamidهرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
Hamid
Hamid
خواندن ۷ دقیقه·۸ روز پیش

کنیزک نصرانی

من یک فردم که شخصیت دارم و شخصم که فردیت دارم ( برای خنده نوشتمش) میخواهم چیزی بنویسم که کاری کرده باشم .ولی نمیدانم از چه چیزی بنویسم .حالا آخرین روز دی ماه است و داریم وارد بهمن میشویم فقط شصت روز از امسال باقی مانده سالی که بزرگترین قفل ذهن من که قهرمانی تیم محبوبم در لیگ بود شکست .به نظر من هیچ چیز غیر ممکن تر از این نبود که ترکتور بتواند در میان دشمنان بی شرفش قهرمان لیگ شود ولی معجزه رخ داد و شد .حالا مانده ظهور امام زمان که به همان اندازه غیر ممکن به نظر میرسد ولی شاید آن هم بشود.در این مورد یادم است حدود بیست سال قبل همه جا حرف از مهدویت و او می آید. بود زمانی که خاتمی رئیس جمهور ایران بود در شبکه سه برنامه ای به اسم ساعت صفر عاشقی پخش میشد که در مورد امام زمان بود یا خیلی برنامه ها و آهنگهای دیگرعلی لهراسبی با آهنگی در مدح او معروف شد و بالا آمد .جشن نیمه شعبان تا حد چهارشنبه سوری بالا رفته بود و ترقه و فشفشه بسیار زیاد فروخته میشد و همه جا حرف از او بود احمدینژاد همه حرفهایش را با آرزوی سلامتی برای او شروع میکرد حتی در سازمان ملل هم بر او صلوات میفرستاد و یکبار رئیس جمهور برزیل از او خواست فارسی حرف بزند چون مترجمش نمیتواند جملات و دعاهای عربیش را ترجمه کند ولی بعد آن مسئله مهدویت کمرنگ شد و از سکه افتاد حالا دیگر نیمه شعبانها رنگ و بویی ندارند و کسی از او و ظهور او حرف نمیزند و انگار از یادها رفته همه اینها کار حکومت است و آن بالا ها تصمیم میگیرند که مردم در مورد کی حرف بزنند و به چه چیزی فکر کنند . نوشته من هنوز شکل نگرفته به مشکل خورده و تنوعش را از دست داد ولی سعی میکنم حرفهای تازه پیدا کنم و به نوشتن ادامه دهم .به یک دختر زیبا و دلفریب فکر میکردم .دخترها زیباترین چیزهایی هستند که طبیعت توانسته ارائه دهد خود امام ها هم عاشقشان بودند مثلا میگویند امام دوم شیعیان عاشق ازدواج بوده و بی نهایت زن داشته مثلا هر هفته یکی را میگرفته .ولی برادر او که معروفترین امام است قلیل الفراش یا قلیل العیال بوده و نهایتا سه یا پنج زن داشته .یک چیزی هست که نمیشود در موردش خویشتن داری کرد حتی دین اسلام هم هیچ منعی در موردش ندارد پیروانش را آزاد گذاشته که خوب لذتش را ببرند در هیچ دین یا حتی هیچ فرهنگی این میزان آزادی جنسی نیست انواع ازدواج های دائم و موقت و کنیز داری که در مورد انفال و اسرا وجود دارد و خیلی ها این را نمیدانند مسلمانها به سرزمینهایی حمله میکردند و اهلش را اسیر میکردند و با خودشان می آوردند و در بازارها به عنوان غلام و کنیز میفروختند بعد مردهای عاقل و بالغ و دیندار آنها را برای همخوابگی و کامجویی میخریدند و برای خودشان زن میکردند البته این حرفها برای خیلی ها ممکن است حساسیت بر انگیز و عصبی کننده باشد ولی واقعیت است .دنیای واقعی با تصورات صورتی و پاستیلی اکثر ما خیلی متفاوت است .البته در مورد امامان گفته شده که با توجه به ثروت سرشاری که از راه وجوهات شرعی به دست می آوردند آنها را میخریدند و مسلمان میکردند و زبان عربی و احکام می آموختند و با ثروت زیادی به سرزمین خودشان میفرستادند تا مُبَلّغ دین اسلام شوند و عده بیشتری را به راه راست و رستگاری هدایت کنند .بعد چه میشود؟ من واقعیت دین را آنگونه که هست به شما میگویم ‌.دین برای جوامع انسانی بسیار ضروری و لازم بود‌.باور اسلامی این است که خدای اسلام همان خدای مسیحیت و یهود و ابراهیم و نوح است و دین همان دین است و فقط شفاف و عاری از خرافات و تحریفات شده تا برای همیشه باقی بماند و ابدی شود .خوب او آنجا چکار کرد؟ میگویند هر سال چهل روز به غاری میرفت و خلوت میگزید و عبادت میکرد تا یک روز ملک وحی بر او نازل شده و گفته از جانب خدا آمدم و تو از این پس پیامبر هستی و یک کتاب آسمانی در گوش او زمزمه کرده که در آن از چیزهای خیلی متنوع حرف زده شده که اسم یکی از سوره هایش گاو است و دیگری شتر و مورچه و عنکبوت و زنبور و سوره هایی با اسامی پیامبران پیشین و اصحاب کهف و خیلی چیزهای دیگر بعد یک سری احکام هست که زنها باید هنگام نماز حجاب داشته باشند و پسر بچه ها را بایدختنه کرد!!( که خیلی چیز مهمی است و اگر نباشد طرف مسلمان به حساب نمی آید ).یا با اسرا و مشرکین و منافقین چگونه رفتار کرد و رجم و تازیانه و اعدام و قصاص عضو و نفس چگونه است . و حتی چیزهایی در مورد اینکه جهان چگونه آفریده شده و بیگ بنگ چگونه شده و شیر پاکیزه چگونه از شکم ناپاک گاو از میان کثافت و خون بیرون می آید و سفید است و آلودگی ندارد و بریده باد هر دو دست ابیلهب و....خوب همان موقع هم بدخواهان خیلی به قرآن و آیاتش خرده میگرفتند که اگر خدا قادر مطلق است چرا ابیلهب را نفرین میکند و خودش هر دودس اورا قژع نمیکند. آنها چشم دیدن پیامبری از بنی هاشم را نداشتند .و اما او چکرد؟ بسیار با قدرت و اقتدار عمل کرد منافقین و کفار و دشمنان را شکست داد و اموال و املاکشان را تصاحب کرد و میان مومنین و مستضعفین تقسیم کرد وزنها و بچه های کفار و منافقین را از دستشان در آورد و کنیز و غلام و برده کرد و همه چیز در دوره او خوب بود و بعد از آنکه مُرد دعوای شیعه و سنی شروع شد و اسلام به دست جانشینان ناحقش با جنگ و زور و نامردی به کشورهای دیگر از جمله ایران و خیلی جاهای دیگر حتی خود اروپا و از اینور تا چین و هند و سند گسترش یافت میگویند حکومت عباسیان چنان قدرت و رونقی داشت و قلمروشان چنان وسعتی یافته بود که آفتاب در سرزمینشان غروب نمیکرد از چهار گوشه جهان زیباترین و بی نقصترین کنیزان وغلامان را برای آنها به بغداد و خراسان تهفه می آوردند و در بازارها میفروختند همچنین بهترین صنعتگران و دانشمندان و کیمیاگران و متکلمین هم می آمدند و آثار علمی و ادبی سرزمینهای ناشناخته به عربی ومتعاقبا فارسی هم ترجمه میشد .گاهی فکر میکنم اینهمه چشم رنگی ها که در کشورمان هستند رگ و ریشه شان به همان کنیزها و غلامان نصرانی و رومی و روس برگردد که در بازارها معامله میشدند. راستش در دنیای بی رنگ و خشن آن روز دیدن یک جفت چشم آبی یا سبز و خاکستری و موهای زرد و بور خودش سعادت و تنوع بزرگی بود و یک بهجت و شادی خاصی به دلهای افسرده و خسته از دنیای زشت و بی تنوع و خبر آنها میداد مردی در یک روستای دور و خشن با کلی عیال و نان خور را تصور کنید که هیچ اسباب تنوع و شادی نداشت و از بازار به قیمت اسبی کنیزی سفید و بور میخرید و با خود به آن خانه خشت و گلی و بزرگ و پر حجره می آورد و اهل خانه بسیار مشتاق دیدنش بودند ساعتها به تماشای شمایل متفاوت وعجیبش مینشستند و خیلی کنجکاو بودند که بدانند بچه یک کنیز چشم رنگیه موبور چه ریختی میشود .خلاصه آن دوره بسیار پر ماجرا و قابل تامل بوده و اگر بتوانید آثار تاریخی آن دوره را پیدا کنید خواهید دید در حق آن دوران و آثار ادبی و تاریخیش کم لطفی شده و میتوانست بسیار معروفتر و محبوبتر از این که حالا هست باشد مثلا یکی از آنها این است که مامون از میان بردگان هندی جادوگری بسیار مجرب یافته بود که کارهای محیر العقول میکرد. پس مامون با نیرنگ مجلس شامی ترتیب میدهد و اورا می آموزد که علی ابن موسی امام هشتم شیعیان را خار کند در مجلس شام تا امام دست به سمت نان میبرد آن جادوگر به قدرت جادو کاری میکند که نان از پیش دست او میپرد و حضار بسیار میخندند و یکبار دیگر هم همین کار را میکند و امام به تصویر شیری که بر پرده آن سرا بود اشاره میکند و شیر از پرده بیرون میجهد و میان همهمه و ترس حضار سراغ آن جادوگر میرود و اورا میخورد و حتی خون به زمین ریخته اش را میلیسد غرشی به مامون میکند که او خودش را کثیف میکند. بعد آن شیر به اشاره امام به پرده برمیگردد . و از این دست داستانها و روایتها بسیار زیاد است و مطالعه اش روح و ضمیر هر خواننده ای را جلا میدهد

مهدویتعباسیانجادوگر
۵
۰
Hamid
Hamid
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید