ویرگول
ورودثبت نام
Hamid
Hamidهرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
Hamid
Hamid
خواندن ۲ دقیقه·۲ روز پیش

تیتلاچیتالان

راستش من هیچ چیزی از تاریخ نمیدانم یعنی کتابهای تاریخی نخوانده ام البته اگر دروغ نگفته باشم یم کتاب خواندم به اسم بابک نوشته جلال برگشاد که خوب بود برای اینکه درک کنید او دقیقا همدوره امام رضا (ع) بوده و جالب است که در داستان نوشته که شاهین شکاری بابک پرنده نامه بری که خبر قتل امام رضا را از مشهد به بغداد میبرده را میگیرد و بابک از قتل او باخبر میشود القصه کتاب خیلی خوبی بود که مثل اکثر کتابهای خوبم یک شیر پاک خورده ای ازم امانت گرفت و نیاورد اطلاعات تاریخی من در حد همان کتاب و چند فیلم و سریال است راستش ما از کیفیت زندگی مردم در آن دوران اطلاع درستی نداریم من یکی که از کیفیت زندگی مردم در زمان حاضر هم چندان اطلاعات بالایی ندارم ولی بدون توجه به تین چیزها و جزئیات علاقه داشتم که در مورد زمانهایی نا مشخص و آدمهایی ناشناخته چیزهای کاملا تخیلی بنویسم که کسی نتواند بهش گیر بدهد البته در بند گیر و گور نیستم فقط یک علاقه ای هست که از قدیم در من بود و حالا به اوجش رسیده چند تلاش هم کردم ولی خوب سخت تر از چیزی است که فکرش را میکردم حالا نقدا و بی مقدمه یکی دیگر شروع میکنم

قبلش اینرا بگویم چون حیف است نگویم

در کتاب انسان خردمند نوشته مردم شهر تیتلاچیتالان در مکزیک قبل از ورود اروپائیها بی خبر از همه جا زندگیشان را میکردند وحدود ۳۰۰هزار نفر جمعیت داشتند که به علت جدایی از دنیای متحد آن زمان یعنی آسیا و آفریقا و اروپا هنوز دامداری را نیاموخته بودند یعنی به فکرشان نرسیده بود که میشود علفخوارهای وحشی را اهلی کرد و از شیر و گوشت و پشمشان بهره برد و بیماریهایه مشترک بین انسان و حیوان را هم نگرفته بودند و بدنشان با آن ویروسها نجنگیده و ورزیده نشده بود وقتی یک کشتی از آن اروپایی ها برای اولین بار به تیتلاچیتالان وارد میشود نه مهمان و نه میزبان نمیدانستند چه فاجعه ای در راه است ناوگان نامرئی از ویروسهای کشنده در نفس اروپایی ها آمد و در زمانی ناچیز فاجعه خود را نشان داد. هیچکس حتی خود مهاجرها هم نمیدانستند چه شده خودشان خش برنداشته بودند ولی میزبان را چنان به کام مرگی سیاه داده بودند که باقی مانده ها با دست خود خانه های مرده ها را روی سرشان خراب میکردند و اجساد را میسوزاندند تپه هایه بزرگی از احساد روی هم انباشته شده را میسوزاندند و همه جارا بوی دل آشوب جسد سوخته گرفته بود پیشوایان دینی تنشان را با خون سوسک له شده آغشته میکردند که در برابر نکبت بزرگ و جدید مصون شوند ولی هیچ چیزی به دادشان نمیرسید تا اینکه دوره بیماری گذشت و آنها با هزاران قربانی تاوان جدائیشان از دنیای متحد طی قرنها را دادند و بدنشان به آبله و سایر بیماریهای مشترک انسان و دام مقاوم شدبه نظرم این خیلی جذاب بود

امام رضافیلم سریالبابک خرمدینمکزیکیووال نوح هراری
۰
۰
Hamid
Hamid
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید