ویرگول
ورودثبت نام
Hamid
Hamidهرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
Hamid
Hamid
خواندن ۴ دقیقه·۲ روز پیش

یک خانواده پرویی

حالا من میخواهم به صورت تخیلی زندگی یک خانواده خوب و خوشبخت در کشور پرو را تصور کنم البته من در مورد آن کشور چیز زیادی نمیدانم جز اینکه پایتختش لیما است و نویسنده معروف و نوبلیستی به اسم ماریو بارگاس یوسا داشته زبانش اسپانیایی است و در قاره آمریکای جنوبی واقع است یکبار هم در جام جهانی ۱۹۷۸آرژانتین یعنی همان سالی که در ایران انقلاب شد با ما همگروه بودند و چهار یک مارا بردند ولی حالا فوتبالشان به آن خوبی نیست جزو کشورهای جهان سوم هم نیستند نه تحریمی نه جنگی نه قحطی ای پس وضعشان بد نیست جز لیما هیچیک از شهرهای دیگرشان را نمیشناسم حتی اسم یکی از محله های خوب لیمارا هم در داستانی از یوسا خوانده بودم که اعیانی نشین و ساحلی است و مناظر اقیانوسیه چشم نوازی دارد اسمش میرافولورس است پس حسابی بهشان خوش میگذرد من اصلا اطلاعات خوبی از نقشه جغرافیا نداشتم و تا هفته پیش نمیدانستم قاره آنها رو برو یعنی نزدیک آفریقاست ولی در پرو و آرژانتین و شیلی و اروگوئه برخلاف برزیل بازیکن سیاهپوستی به یاد ندارم برزیلی ها حتی زبانشان هم برعکس بقیه مردم آن قاره پرتغالی است خوب حالا خانواده خوشبخت پرویی را تصور کنیم آنها در یک خانه ویلائیه بزرگ دو طبقه با سقف شیب دار سفالی که مناسب آبو هوای بارانی است زندگی میکنند در شهری غیر از لیما به اسم سییرا سقف شیب دار علاوه بر رد کردن باران و برف که حتما آنجا هم زیاد میبارد یک سایه بان برای سقف خانه و سدی برابر شوکهای حرارتی هم هست ( عجب جمله ای😂)آنها یک خانواده پنج نفره هستند پدر خانواده اسمش ماریو است و پنجاه سال سن دارد وکارمند یک اداره دولتی است زنش خیمنا ۴۳ ساله و دبیر ریاضی دبیرستان است و دو دختر و یک پسر دارند که هر کدام اتاقی برای خودشان دارند پسر ۱۷ ساله و بلند قد و عاشق بسکتبال است و برنامه نویسی میکند و از خرید و فروش لباسهای دست دومی که از آمریکا می آید پول خوبی در می آورد تفریح او اسب سواری در کلوپی در حومه شهر و وقت کذرانی با دختران زیبا و مهربانی است که یکیشان دانشجویی آرژانتینی به اسم نینا است اسم خودش هم نیکو است و گاهی با ماشین تویوتای پدرش گشتی در شهر آرام و دل انگیزشان میزند و برنامه دارد که زمستان را به اسپانیا برود و از گرمای تابستان نیمکره شمالی لذت ببرد برای اینکار مشکل زیادی ندارد پاسپورتش ارزشمند است و مشکل مالی و زبان ندارد آنجا میتواند کاری کوچک پیدا کند و دستمزد اروپایی بگیرد کاری مثل پادویی در یک فروشگاه بزرگ آل این وان یا پیتزا فروشی پسر داییش آنجا زندگی میکند و از تفاوت دستمزدها برایش گفته با سه ماه کار در آنجا میتواند موتور خوب برای خودش بخرد یا یک آپارتمان کرایه کند و مستقل شود او مستقل شدن را خیلی دوست دارد همچنین میتواند در مزارع سبزیجات و تاکستانهای اسپانیا هم که کار سخت تر و مزد بهتری دارد کار کند لاتین ها در آنجا راحت پذیرفته میشوند و گاهی برای گرداندن سگ پولدارها هم مزدی حدود بیست یورو برای یک ساعت میگیرند کارهایی مثل نظافت منزل یا کوتاه کردن چمن باغچه ها هم هستند که مناسب مهاجرهای کارجو است تو آلمان این کارها از اسپانیا هم بیشتر است ولی زبانشان را نمیداند از طریق مکزیک به خود آمریکا هم میشود رفت ولی از شانس بد ترامپ درهارا سفت بسته در دوره بایدن میشد رفت ولی او کوچکتر بود او در اتاقش تلوزیون بزرگ و سیستم گیمینگ حرفه ای دارد ولی چیزهای بیشتری میخواهد چیزهایی مثل موتور و خانه اجاره ای برای خودش ازدواج و...در کشور آنها سربازی اجباری نیست واو از این بابت بسیار خرسند است در خیابانهای عریض و تمیز شهرش که خبری از ترافیک آنچنانی نیست میتواند با امنیت و آزادی بچرخد و با دخترهای زیبایه سرخ و سفید و دورگه وقت میگذراند از نظر او سرخ پوستها هم به اندازه سفیدها زیبا هستند و میتواند عاشقشان باشد نت پرو پر سرعت و عالی است شهر آنها پر از دانشجویانی از تمام قاره است حتی برزیلی ها هم مثل بلبل اسپانیایی یاد میگیرند و او علاوه بر آن انگلیسیش هم خوب است شنبه هفته بعد با شش نفر از رفقا در جای باصفایی از آند چادر خواهند زد و تا صبح میزنند و میرقصند دوست برزیلیش پینکا و او تکیلا و منقل سرخپوستی و گوشت خرگوش طعمدار شده برای باربیکیو خواهند برد و دوست مکزیکی گیتار میزند و دو دختر آرژانتینی و پرویی میرقصند و خوش میگذرانند

خانوادهبرنامه نویسیجام جهانیدختر پسرسربازی اجباری
۰
۰
Hamid
Hamid
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید