ویرگول
ورودثبت نام
𝔙𝔦𝔠𝔱𝔬𝔯𝔦𝔞
𝔙𝔦𝔠𝔱𝔬𝔯𝔦𝔞کمپانی Victoria پشتیبان همه ی نویسنده ها ✍️
𝔙𝔦𝔠𝔱𝔬𝔯𝔦𝔞
𝔙𝔦𝔠𝔱𝔬𝔯𝔦𝔞
خواندن ۲ دقیقه·۱۰ روز پیش

𝒯ℎℯ 𝓈℘ℯℓℓ ℴ𝒻 𝓉ℎℯ 𝓈𝒾ℓℯ𝓃𝓉 𝒻ℴ𝓇ℯ𝓈𝓉🥀

معنی : طلسمِ جنگلِ خاموش🥀

『pr2』

دخترک در حال قدم زدن توی جنگل بود تا صدایی به گوشش خورد <هوی تو > این صدا آشنا بود صدای جادوگر بود با استرس لب زد <ب...بله > وقتی این حرف رو زد سه نفر ریختن رو سرش و شروع به کتک زدنش کردن آنقدر او را زدن که تمام بدن او خونی شده بود ...🩸

×××

3ساعت بعد

دخترک با بدنی خونی کنار درختی افتاده بود کسی آنجا نبود که او را نجات دهند حیوانات جنگل در آن منطقه نبودند اگر هم بودند نمیتوانستند چون جادوگر آن اطراف بود جادوگر از تنها کسی که می‌ترسید پادشاه و ملکه و هفت پسرشان بود البته که او دختر پادشاه رو طلسم کرده و ازشون گرفته است و پادشاه هیچوقت از او نمیگذرد اگه بفهمد

××××

4 هفته بعد

چهار هفته گذشته است و دخترک بیهوش با نبضی ضعیف کنار درخت افتاده بود و صورتش پر از خون مردگی بود

صدایی آن اطراف پیچید :

_هیونگ

_بله تهیونگ

_ اون کیه ؟

_کی ؟

_اون رو میگه نامجون اونی که بغل درخت افتاده

_نمیدونم بریم ببینیم

++

2دقیقه بعد

_هییییی

_چیه ؟

_دختره صورتشو

_وای جیهوپ قلبم اومد تو دهنم

_ ببریم قصر

_ببریم شاید بابا بشناستش

_ آره سرباز ها

_بله قربان

_بیاریدش قصر

_چشم قربان

پسر ها بودند هفت پسر پادشاه آنها دخترک را پیدا کردند ....

×××

قصر

_پدر پدر

_چی شده جونگکوک

_یه دختر بی جون توی جنگل با لباسی خونی پیدا کردیم انگاری کتک خورده

_ ببینمش

++++

4دقیقه بعد

_ یکمی قیافه اش آشنا نیست

_ اره ولی یادم نمیاد کی هست

_اییییی

_بهوش اومد

_ش..ما کی هستید ؟

_من پادشاه و این ها هم خانواده ام هستند تو کی هستی ؟

_ من بورامم فامیلیم نمیدونم

_ چرا ؟

_چون توی بچگی مامان بابام رو از دست دادم و پیش حیوان های جنگل بزرگ شدم

_اوهوم

_ کی تو رو به این روز آورده؟

_ جادو..گر

_ کدوم ؟

_ جادوارد سلطنتی هست اون منو خیلی اذیت میکنه پسراش همش کتکم میزنن

_ باشه تو استراحت کن دخترم

_ چشم

+++++

5دقیقه بعد

_این دختر خیلی سختی دیده

_ مثل ما که دخترمون رو از دست دادیم

_بیا یه کاری کنیم

_چه کاری ؟

_ ...

پادشاهدختر
۱
۰
𝔙𝔦𝔠𝔱𝔬𝔯𝔦𝔞
𝔙𝔦𝔠𝔱𝔬𝔯𝔦𝔞
کمپانی Victoria پشتیبان همه ی نویسنده ها ✍️
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید