ویرگول
ورودثبت نام
یارا
یاراآبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم✨️
یارا
یارا
خواندن ۱ دقیقه·۷ ماه پیش

خری که‌در گِل مانده است

این منم
این منم

بسیار سردرگم هستم. در سال های گذشته امیدم به این بود که هنوز وقت بسیار دارم و کوچک هستم. حالا به خود آمده ام میبینم که دیگر در کلاس های کودک و نوجوان راهم نمیدهند.

همه میگویند دانشگاه برو. اگر نروی پشیمانی است و قضاوت دیگران. حتما برو!

خودم هم کمی دوست دارم بروم.

نه آنکه بگویم دانشگاه علم زیادی به من اضافه میکند، نه! من از آن آدم هایی هستم که درس را برای ۱۲ ساعت آخر نگه میدارم و در نهایت ترین حالت، خودم را پاس میکنم (آن هم گاهی نمیشود) و بعد هم همه ی مطالب را در سطل آشغال ذهنم میریزم.

تنها از روبرو شدن با زندگی واقعی میترسم و درس مانند یک فراره ۴ ساله ی دیگر است.

اما من تمام زندگی ام را برای رسیدن به علاقه ام سال شماری کرده ام تا مدرسه ام تمام شود. تا بتوانم کار کنم و یک درآمدی داشته باشم تا خرج همین علاقه کنم.رویای همیشگی من.

میترسم از اینکه درس بخوانم و باز هم این رویای هر روز و شبم را ۴ سال دیگر به تعویق بیاندازم.

این چند شب گذشته، زیر این صدای بی رحم جنگ، فهمیدم که این علاقه برایم چقدر جدی است. و به خودم قول دادم برایش تلاش میکنم...

اوضاع زندگی ام بسیار پیچیده است به هم. مانند کاموای مامان که آن زمان ها، هی گره میخورد...🧶

درسدانشگاه
۲۱
۱۵
یارا
یارا
آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم✨️
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید