شاید برایتان پیش آمده باشد که بارهاوبارها مطلبی را خوانده باشید و وقتی به انتهای آن رسیدید، متوجه شوید چیزی به یاد ندارید و همه چیز را فراموش کردهاید. همهی ما بارها با این مشکل روبهرو شدهایم. دغدغهی مطالعه، یادگیری و بهکارگرفتن دانشی که یاد میگیریم، همواره در طول زندگی با ما بوده است.
ولی آیا همهی اطلاعات باید به یه شکل مطالعه شوند تا در ذهنمان باقی بمانند؟

مطالعات نشان دادهاند که پنج دسته از اطلاعات وجود دارند و هر کدام، با توجه به ماهیتی که دارند، باید به شکل خاصی مطالعه شوند.
دستهی اول، اطلاعات رویهای هستند. این اطلاعات به ما نشان میدهند هر کاری را چگونه انجام دهیم؛ مانند اطلاعاتی برای حل کردن یک مسئلهی ریاضی و یا حتی درستکردن یک کیک عصرانه. این نوع اطلاعات باید هرچه زودتر وارد زندگی روزمرهیمان شوند. روشهایی مانند تمرینکردن و استفادهی عملی از این اطلاعات، باعث میشوند آنها در زندگی ما جریان یابند و بهتر در ذهنمان جای گیرند.
دستهی دوم، اطلاعات مشابه هستند. این دسته از اطلاعات یکی از راحتترین انواع اطلاعات برای یادگرفتن و بهکاربردن هستند. معمولاً به چیزهایی ربط دارند که از قبل دربارهشان چیزهایی میدانستیم و حتی اگر دانش مستقیمی هم نداشتیم ، ما را به یاد چیزهای آشنا بیندازند. برای یادگیری بهتر آنها، باید آنها را با اطلاعات قبلی مقایسه کنیم و شباهتها و تفاوتهایشان را بررسی نماییم. این کار به ماندگاری بیشترشان در ذهن کمک میکند.
دستهی سوم، اطلاعات مفهومی هستند. اگر اطلاعات رویهای میگویند« چطور کاری را انجام دهیم»، اطلاعات مفهومی نشان میدهند« آن چیز دقیقاً چیست؟». این اطلاعات شامل حقایق و توضیحات، نظریهها و اصول، روابط بین مفاهیم و راههایی هستند که آن مفهوم میتواند در عمل به درد بخورد. برای یادگیری بهتر این نوع اطلاعات، کشیدن نقشهی ذهنی میتواند بسیار کمککننده باشد.
دستهیچهارم، شواهد هستند؛ اطلاعاتی مانند آمار، مثالها و نمونههای واقعی در این دسته قرار میگیرند. بهتر است این مدل اطلاعات را ذخیره کنیم و بعد با استفاده در تحلیلها، نوشتن یا آموزششان، آنها را مرور کنیم. برای مثال برای اثبات تأثیر« خواب بر یادگیری»، ممکن است با این آمار روبهرو شویم:« کسانی که ۷ تا ۸ ساعت میخوابند، ۳۰٪ بیشتر مطالب رو حفظ میکنند.» که میتوانیم وقتی داریم در مورد اهمیت خواب مقاله مینویسیم، این اعداد را بهعنوان پشتوانه بیاوریم.
دستهی آخر، اطلاعات مرجع هستند. مواردی مثل اعداد و ارقام در این دسته قرار میگیرند. برای این نوع اطلاعات، بهتر است آنها را جایی یادداشت کنیم و با مرور فعال، برای مثال با فلشکارتها، در حافظهیمان نگه داریم تا در مواقع لزوم، خیلی زود به یاد بیاوریم.
در این یادداشت، انواع اطلاعات و روشهای یادگیری هر کدام را بررسی کردیم. تمرکز بیش از حد بر خواندن و ندادن زمان کافی برای بهخاطرسپاری مطالب جدید، یکی از رایجترین اشتباهات موقع یادگیری است. ایجاد تعادل بین یادگیری و بهخاطرسپاری، اصل بسیار مهمی است. بنابراین اگر فرصت کافی برای پردازش اطلاعاتی که وارد مغزمان میشود نداریم، بهتر است که حجم اطلاعات ورودی مغزمان را کم کنیم تا بتوانیم بقیهی اطلاعات را بهتر در ذهنمان نگه داریم.
یادمان باشد یادگیری درست در مرحلهی اول یعنی بدانیم با چه نوع اطلاعاتی روبرو هستیم و بعد روش درست پردازشش را انتخاب کنیم.
شما در یادگیری مطالب مختلف چه تجربههایی دارید؟ با ما به اشتراک بگذارید.