ویرگول
ورودثبت نام
شقایق عرب‌محمدی
شقایق عرب‌محمدیقصه های یکسان اما باشخصیت های متفاوت| روانشناس و علاقه‌مند به فلسفه و ادبیات | گفته‌اند قلمم کمی زور دارد
شقایق عرب‌محمدی
شقایق عرب‌محمدی
خواندن ۲ دقیقه·۱ روز پیش

ریسمانی برای اتصال

امیدوارم این متن، ریسمانی باشد برای اتصال پایدارتر به زندگی...

گاهی یک تمرین درمانی، فقط تمرین نیست.
گاهی تو را روبه‌روی مرگ می‌نشاند؛ روبه‌روی زندگی‌ای که هنوز فرصت زیستن دارد.

موضوع یکی از جلسات تربیت درمانگر، اگزیستانسیال برای درمانگران بود. دراین جلسه از کاربرد درمان‌های وجودی برای بهزیستی روان درمانگران و خودمراقبتی صحبت می‌شد. روند تدریس، باتوجه به حال و هوای این روزهای کشور، همراه شد و به سمت مرگ و تمرین‌های وجودی رفت...

به لطف کنت بلانچارد، نویسنده‌ی کتاب سیری درکمال فردی، من تمرین‌های درمان های وجودی را انجام داده بودم؛ اما نه برای سن کنونی‌ام!

زمان مدنظرم، سنی بود که به اهدافم رسیده‌باشم و آن‌گونه که دوست داشتم زیسته‌ باشم.

اما حالا...

 باید جدی‌تر نگاه کنم.

برای شقایقی که بیش از قبل ناپایداری زندگی را لمس کرده...

و انجام دوباره‌ی این تمرین برایش ‌حال‌و هوای تازه‌ای خواهد داشت...

آیا تابه امروز،  به درستی و تمام وکمال جام زندگی را نوشیده‌ام؟

اهداف بلندمدتم چه‌می‌شوند؟

برای آن آرزوی دیرینه خود چه کنم؟

دیگر به جای آغوش گرم عزیزانم، خاک سرد در برم خواهد گرفت؟

اروین یالوم می‌گوید: «یک چیز برایم روشن است: زندگی را خودت زندگی کن، نه اینکه اجازه دهی خودش تو را هدایت کند. در غیر این صورت، در چهل سالگی، حس می‌کنی هیچ‌وقت واقعاً زندگی نکرده‌ای.»

هدف اولیه این تمرین‌ها، مواجهه با محدودیت‌های زندگی و بازبینی معناست؛ اما از دل آن می‌توان به هدف‌های دیگری هم رسید و نکات ارزشمندی را فهمید، ازجمله:

  • افزایش تحمل اضطراب (بدون فرار و بدون سرکوب) و معناپردازی آن

  • بازنگری روابط با دیگران: چقدر درروابط‌مان حضور واقعی داریم؟ آیا طبق میل و خواست خود زندگی کرده‌ایم یا براساس نقش‌های تحمیل شده و انتظارات دیگران؟

  • یافتن اهداف  شخصی و بازشناسی ارزش‌ها

  • و...

می‌خواهم این تمرین  وجودی را باشما درمیان بگذارم

هشدار!

اگر بعداز انجام این تمرین دچار آشفتگی هیجانی شدید، طبیعی است؛  سفر شخصی و منحصربه‌ فرد شما آغاز شده __ این‌بار از جنس معنا.

لطفا تنها به این سفر نروید و حتما از یک روانشناس کمک بگیرید.

تمرین:

خودت را بر مزار اطرافیان و عزیزانت تصور کن؛

همان لحظه‌ای که اعلامیه‌ی اورا بر ترمهِ پهن شده روی خاک میبینی.

_چه احساسی در تو زنده شد؟ چه چیزی درونت را به بیشترازهمه آزار میدهد یا به شدت لمس می‌کند؟

_چه حرف‌‌های ناگفته‌ای، حرف‌ صادقانه‌ای با او داری که الان اهمیت بیشتری دارد؟

_به ای‌کاش های رابطه‌ات بااو فکرکن، ای‌کاش چه تغییراتی میدادی تا بعدا احساس پشیمانی نداشته باشی؟

حالا خودت را برمزار خودت تصور کن...

 درحال دفن شدن زیرخلواری از خاک هستی...

_در مراسم چه‌ کسانی حضوردارند؟

_درحالیکه دفنت را تماشا می‌کنند، درباره تو چه بهم می‌گویند؟

_دیگران از تو چه‌چیزهایی می‌دانند؟

_ازتو چه به یادگارباقی می‌ماند؟

یک آگهی ترحیم برای خودت بنویس (باجزئیات: روز وساعت مراسم، محل دفن،محل برگزاری مراسم و...)

متنی را به عنوان وصیت‌نامه‌ برای خود بنویس.

فکرکردن به مرگ، بهانه‌ای است برای اتصال دوباره به زندگی. به قول ویکتورفراکل: «زندگی همیشه معنایی دارد، حتی در شرایط سخت و ناامیدکننده.»

15بهمن1404_یک روزبارانی_شقایق عرب‌محمدی

زندگیروانشناسیسفر
۴
۲
شقایق عرب‌محمدی
شقایق عرب‌محمدی
قصه های یکسان اما باشخصیت های متفاوت| روانشناس و علاقه‌مند به فلسفه و ادبیات | گفته‌اند قلمم کمی زور دارد
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید