
اگر تمام
راه ها را بستند
پرواز میکنم در هوایت
تا به دیدار چشمانت برسم
که روزنه های امیدی هستند
در دل تاریکی
و همچون ستارگان
سوسوی امیدی هستند در دل شب.
شاید این آخرین تلاقیِ نگاهمان
باشد در امتداد این شبها،
و دیدار بعدی
در صبح روشنی باشد
زیر تلآلو نور خورشید
آنجا که گرمای خورشید
مغلوب گرمای دستانت می شود،
آنجا که خود را به عشق
این تنها ناجیِ بشر می بازیم،
و ما پیروزمند ترین
بازندگانِ جهان میشویم.