وقتی یک درخت پژمرده میشود، ما معمولاً برگها را میبینیم؛
برچسب قیمت، فروشنده، یا دلال.
اما کمتر پیش میآید از خودمان بپرسیم: ریشه کجاست؟
مدتی است در ویرگول با توجه به وضعیت افزایش سطح عمومی قیمتها میبینم دوستان مطالبی رو منتشر میکنند.
ابتدای عرضم بگم مطرح کردن این موارد کاملا بحق است و ابداً هیچ ایرادی به آن وارد نیست و بحث من حول محور دیگری میچرخد.
چون این تفاوت بسیار مهم است،
در گرانفروشی تولید کننده و اصناف و تجار مقصرند.
اما در تورم، منشا اصلی افزایش قیمتها معمولاً در سطح کلان اقتصاد قرار دارد، نه در تصمیم یک فروشنده یا تولیدکننده.
گرانفروشی: یک فروشنده یا یک صنف قیمت را بالاتر از حد متعارف میبرد.
تورم: افزایش سطح عمومی قیمتها در کل اقتصاد.
مثال: اگر فقط قیمت سیب دو برابر شود، تورم نیست. اگر سیب، نان، اجاره، پوشاک، حملونقل و ... همگی گران شوند، با تورم مواجهیم.
نکتهای که معمولاً کمتر به آن توجه میشود:
تورم یعنی ارزش پول کاهش یافته است.
مردم معمولاً میگویند: «قیمت گوشت بالا رفت.»
اما از زاویه دیگر میتوان گفت: «ارزش پول پایین آمد.»
چون:
فروشنده را میبینند.
برچسب قیمت را میبینند.
اما حجم نقدینگی، سیاست پولی و کسری بودجه را نمیبینند.
در نتیجه ذهن انسان معمولاً نزدیکترین متهم را پیدا میکند.
در وضعیت فعلی ارزش پول پایین آمده و نسبت مبادله پول و کالا تغییر کرده.
فرض کنید در جامعه هزار سکه طلا وجود داشته. سپس آن سکهها ذوب شده و با افزودن مس، دو هزار سکه جدید ضرب شدهاند.
تعداد سکهها دو برابر شده اما مقدار طلای موجود تغییری نکرده است. در نتیجه ارزش هر سکه نسبت به گذشته کاهش مییابد.
اگر دلالی صرفاً خرید در بازار ارزانتر و فروش در بازار گرانتر باشد، این نوع فعالیت در شرایط رقابتی معمولاً به آربیتراژ شباهت دارد و به خودی خود منشا تورم محسوب نمیشود. هرچند در برخی شرایط، مانند احتکار یا محدود شدن رقابت، واسطهگری میتواند به افزایش قیمت برخی کالاها دامن بزند.
اگر قیمتها به علت کاهش ارزش پول افزایش یافتهاند، چند پرسش مطرح میشود:
آیا برخورد با گرانفروشی میتواند مشکل تورم را حل کند؟
آیا سامانه ۱۲۴ و تعزیرات قادرند ارزش پول را افزایش دهند؟
اگر فردا همه مغازهداران و تولیدکنندگان انسانهایی کاملاً شریف و منصف شوند، آیا تورم از بین میرود؟
آیا دلالان علت اصلی تورم هستند یا خود نیز در محیطی تورمی فعالیت میکنند؟
آیا تولیدکننده باید کالا را پایینتر از هزینه تمامشده بفروشد و زیان دهد؟
البته همه افزایش قیمتها صرفاً ناشی از افزایش حجم پول نیست. گاهی هزینه تولید نیز افزایش مییابد؛ مثلاً قیمت انرژی، مواد اولیه، حملونقل یا دستمزدها بالا میرود و تولیدکننده ناچار میشود قیمت نهایی کالا را افزایش دهد. اقتصاددانان به این پدیده «تورم فشار هزینه» میگویند.
اما حتی در این حالت نیز افزایش قیمت لزوماً به معنای گرانفروشی نیست. وقتی هزینه تولید بالا رفته باشد، فروشنده یا تولیدکننده برای ادامه فعالیت ناچار است قیمت را متناسب با هزینههای خود تنظیم کند.
شاید پیش از آنکه افزایش قیمتها را صرفاً به حساب طمع فروشندگان، دلالان یا تولیدکنندگان بگذاریم، ابتدا باید مشخص کنیم که با گرانفروشی روبهرو هستیم یا با تورم.
این دو پدیده اگرچه در ظاهر مشابهاند، اما علتها و راهحلهای کاملاً متفاوتی دارند.
در پایان امیدوارم این تفاهم به توافق منجر شود و برطرف شدن تحریم های ظالمانه علیه ما، حل این معضل تورم را سرعت ببخشد. ویدئو زیر صحبت های اخیر وزیر محترم اقتصاد است، اگر مایل بودید حتما ببینید.
