در همین رابطه بخوانید:
نظریهٔ کنش گفتاری در اندیشهٔ جان لنگشاو آستین و جان سرل
دیدگاه کوئینتین اسکینر در تحلیل متون سیاسی بر بنیاد نظریهٔ کنش گفتاری آستین و سرل
کوئینتین اسکینر با الهام از نظریۀ کنش گفتاری آستین و سرل، به نقد روشهای سنتی تاریخ اندیشه پرداخت که یا به دنبال کشف «مفاهیم جاودان» در متون بودند یا آنها را صرفاً بازتابی از شرایط مادی میدانستند. به باور اسکینر، فهم یک متن سیاسی مستلزم فهمیدن آن به عنوان پاسخی کنشمند به مسائل و گفتمانهای زمانه خود است. جمله معروف او چکیده این روش است:
«نمیتوان معنای یک متن را بدون فهم نیت کنشی نویسنده در لحظه نگارش و در بستر گفتمان زمانهاش درک کرد.»
اسکینر برای تحلیل این «نیت کنشی» سه گام اساسی را پیشنهاد میدهد:
۱.شناسایی بحرانها، تعارضات و مسائل سیاسی عینی که متن در واکنش به آنها نوشته شده است.
۲.فهم واژگان، مفاهیم و سنتهای زبانی رایج و در دسترس نویسنده در آن دوره تاریخی.
۳.تحلیل گفتمان سیاسی حاکم و تعیین نسبت نویسنده با آن؛ آیا او در حال تأیید، اصلاح، زیرسؤال بردن یا تخریب آن گفتمان است؟
نمونههای تحلیلی: کنش زبانی در عمل
ماکیاولی در شهریار: در بستر تجزیه سیاسی ایتالیا و بیاثر بودن اخلاق سنتی حکمرانی، جمله مشهور «بهتر است حاکم مورد ترس باشد تا محبت» را نباید صرفاً یک توصیه ماکیاولیستی خواند. از منظر اسکینر، این یک کنش بیانی قوی است. ماکیاولی با این بیان، در حال اقناع حاکمان به کنار گذاشتن معیارهای آرمانی و پذیرش یک «واقعگرایی سیاسی» ضروری برای بقا است. او با این کلمات، عملاً در حال بازتعریف مفهوم فضیلت (Virtù) است.
هابز در لویاتان: در میانۀ هرجومرج جنگهای داخلی انگلستان، هابز با توصیف وضع طبیعی و بیان این که «انسان، گرگ انسان است»، صرفاً یک توصیف فلسفی ارائه نمیدهد. این جمله یک کنش بیانی-تأثیری حساب شده است.
نیت هابز هشدار دادن و توجیه کردن است: او میخواهد مخاطب را از فاجعه نبود حاکمیت مطلق آگاه کند و سپس ضرورت قرارداد اجتماعی و انتقال تمام قدرت به «لویاتان» را به عنوان تنها راه فرار از آن وضعیت مقبول سازد.
رویکرد اسکینر پیامدهای مهمی برای تاریخنگاری اندیشه دارد:
پرهیز از «اسطوره آموزهها»: متون به مثابه مجموعهای از آموزههای ثابت تقلیل نمییابند.
تأکید بر کثرت گفتمانها: تنوع و رقابت سنتهای فکری در یک دوره تاریخی آشکار میشود.
بازسازی زمینه: فهم متن مستلزم غوطهوری در زمینه تاریخی-زبانی خاص آن است.
این روش، امکان تحلیل متون غیرغربی (اسلامی، ایرانی و...) را نیز فراهم میکند، مشروط بر آنکه محقق با دقت همان فرآیند بازسازی زمینه تاریخی و گفتمانی را برای آن متن به کار بندد. با این حال، یک نقد وارد بر اسکینر این است که آیا تمرکز افراطی بر «نیت نویسنده» و زمینه فوری، ما را از کشف ظرفیتهای تفسیری پایدار و گفتوگوی فراتاریخی متون با دورانهای بعد محروم نمیکند؟
نظریه کنش گفتاری،با تغییر نگاه ما از زبان به مثابه «بازنمایی» به زبان به مثابه «کنش»، افقی نو در مطالعات متون گشود. کوئینتین اسکینر با مهارت این بینش را به عرصه تاریخ اندیشه سیاسی کشاند و نشان داد که فهم واقعی یک اثر، مستلزم درک آن به عنوان حرکتی استراتژیک در میدان نیروهای زبانی و سیاسی عصر خود است. این رویکرد، متون کلاسیک را از زیر غبار تفسیرهای انتزاعی بیرون میکشد و آنها را بهعنوان کنشهایی زنده و هدفمند در صحنه تاریخ بازمیگرداند. امروزه، این روش نهتنها ابزاری ضروری برای مورخان اندیشه است، بلکه چارچوبی نیرومند برای تحلیل گفتمان سیاسی معاصر و فهم کنشورزی کلام در فضای عمومی نیز به شمار میرود.
نظریه کنش گفتاری آستین و صورتبندی نظاممند آن نزد جان سرل، زبان را از سطح ابزار بیان به سطح کنش اجتماعی ارتقا داد. با این حال، سرل در آثار متأخر خود—بهویژه در ساخت واقعیت اجتماعی—یک گام فراتر میرود و میکوشد نشان دهد که برخی کنشهای گفتاری نهتنها کنشاند، بلکه بنیان هستیشناختی واقعیت اجتماعی را میسازند. این بسط نظری، مکملی اساسی برای فهم عمیقتر پیوند زبان و سیاست در رویکرد کوئینتین اسکینر بهشمار میآید.
سرل میان «واقعیتهای خام» و «واقعیتهای نهادی» تمایز میگذارد. واقعیتهای خام مستقل از نهادهای انسانی وجود دارند، اما واقعیتهای نهادی—مانند پول، قانون، دولت یا مقام سیاسی—تنها در چارچوب قواعد و توافقهای اجتماعی معنا پیدا میکنند. اهمیت این تمایز در آن است که نشان میدهد جهان اجتماعی نه امری طبیعی، بلکه محصول کنشگری جمعی انسانها از خلال زبان است.
سرل این فرایند را با فرمول مشهور خود توضیح میدهد:
«ایکس بهعنوان Y در زمینه C شمرده میشود».
X counts as Y in context C
مثلاً:
این تکه کاغذ (X) بهعنوان پول (Y) در نظام اقتصادی مدرن (C) شمرده میشود.
این فرد (X) بهعنوان رئیسجمهور (Y) در چارچوب قانون اساسی (C) تلقی میشود.
این «شمرده شدن» نه طبیعی است و نه فردی، بلکه محصول توافق جمعی است.
این فرمول نشان میدهد که چگونه یک امر فیزیکی یا انسانی، از طریق شناسایی جمعی، به حامل یک منزلت نهادی تبدیل میشود. آنچه این «شمرده شدن» را ممکن میسازد، نه ویژگیهای ذاتی X، بلکه قواعد تأسیسی و نیتمندی جمعی است.
در اینجا زبان نقشی محوری مییابد. قواعد تأسیسی، برخلاف قواعد تنظیمی، نه رفتارهای موجود را تنظیم میکنند، بلکه خودِ امکان یک نهاد یا کنش را میآفرینند. این قواعد عمدتاً بهواسطه کنشهای گفتاری خاص—مانند اعلان، قانونگذاری، قرارداد یا حکم—تحقق مییابند. از این منظر، زبان شرط امکان واقعیت نهادی است؛ زیرا بدون توانایی بیان و شناسایی جمعیِ «این، چنین است»، هیچ نهاد اجتماعی پایداری شکل نمیگیرد.
این چارچوب نظری، پیوند مستقیمی با مباحث کنش گفتاری آستین و سرل دارد. اگر نزد آستین هر گفتار واجد نیروی کنشی است، نزد سرل برخی کنشهای گفتاری واجد قدرت هستیبخش هستند: آنها واقعیت اجتماعی را ایجاد یا تثبیت میکنند. اعلان یک قانون، ادای سوگند سیاسی، یا صدور یک فرمان حکومتی، نه توصیف وضع موجود، بلکه تولید وضعیتی نو در جهان اجتماعی است.
در این نقطه، نسبت نظریه سرل با روش اسکینر روشن میشود. اگر واقعیت اجتماعی از خلال کنشهای زبانی ساخته میشود، آنگاه متون سیاسی کلاسیک را میتوان بهمثابه مداخلههایی آگاهانه در ساخت یا بازتعریف واقعیت نهادی فهم کرد. متنی چون شهریار یا لویاتان صرفاً بازتاب شرایط تاریخی نیست، بلکه تلاشی زبانی برای تغییر قواعد بازی سیاسی، بازتوزیع مشروعیت و تعریف دوباره مفاهیمی چون قدرت، اطاعت و حاکمیت است.
بدین ترتیب، نظریه «ساخت واقعیت اجتماعی» سرل، پشتوانهای فلسفی برای ادعای اسکینر فراهم میکند که متون سیاسی را باید بهعنوان کنشهایی هدفمند در میدان گفتمانهای تاریخی خواند. نویسنده متن سیاسی، با بهرهگیری از زبانِ در دسترس زمانه خود، میکوشد چیزی را «چنان» کند که پیشتر «چنین» نبوده است: مفهومی را تثبیت کند، نهادی را مشروع جلوه دهد یا نظم سیاسی موجود را به چالش بکشد.
میتوانید بخوانید:
- کوئنتین اسکینر، «تفسیر، عقلانیت و حقیقت»، در چشماندازهای سیاست، جلد اول: دربارهٔ روش (انتشارات دانشگاه کمبریج، ۲۰۰۲)، صص. ۲۷–۵۶.
- کوئنتین اسکینر، «حقیقت و تبیین در تاریخ»، در حقیقت در علم، علوم انسانی و دین: سمپوزیوم بالزان ۲۰۰۸، بهکوشش نیکولت موت و ورنر اشتاوفاخر (دوردرخت: اشپرینگر، ۲۰۰۸)، صص. ۸۹–۹۷.
.