در همین رابطه بخوانید:
دیدگاه کوئینتین اسکینر در تحلیل متون سیاسی بر بنیاد نظریهٔ کنش گفتاری آستین و سرل
اسکینر و مکتب کمبریج: متن به مثابه کنش در بستر تاریخ
نظریهٔ کنش گفتاری (Speech Act Theory) یکی از مهمترین دستاوردهای فلسفهٔ زبان تحلیلی در قرن بیستم است که با گذار از تلقی بازنمایانهٔ زبان، بر نقش کنشی و عملی گفتار تأکید میگذارد. در این چارچوب، زبان نه صرفاً وسیلهای برای توصیف یا گزارش واقعیت، بلکه شکلی از عمل اجتماعی و نهادی تلقی میشود. بنیان این نظریه بهطور عمده در آثار جان لنگشاو آستین نهاده شد و سپس توسط جان سرل بسط و صورتبندی نظاممند یافت.
۱. نقد تلقی صدقمحور از زبان
آستین در اثر مهم خود How to Do Things with Words (1962) با نقد سنت فلسفیای که معنا را عمدتاً بر اساس معیار صدق و کذب میسنجید، نشان میدهد که بسیاری از جملات زبانی اساساً در چارچوب دوگانهٔ «صادق/کاذب» قابل تحلیل نیستند. او با معرفی مفهوم جملات اجرایی (Performatives) نشان میدهد که برخی گفتارها نه واقعیتی را توصیف میکنند، بلکه خود بهمثابهٔ انجام یک عمل عمل میکنند.
۲. شرایط توفیق (Felicity Conditions)
آستین بهجای صدق، از مفهوم توفیق یا ناکامی سخن میگوید. یک کنش گفتاری زمانی موفق است که مجموعهای از شرایط نهادی، عرفی و موقعیتی برقرار باشد. برای مثال، گفتن «شما را اخراج میکنم» تنها در صورتی کنش معتبر محسوب میشود که گوینده از جایگاه نهادی لازم برخوردار باشد.
۳. سهگانهٔ کنش گفتاری
آستین هر گفتار را متشکل از سه سطح کنش میداند:
کنش لفظی (Locutionary Act): تولید جملهای معنادار مطابق قواعد زبان.
کنش ایلوکوشنری (Illocutionary Act): نیروی کنشیِ نهفته در گفتار، مانند وعده دادن، دستور دادن یا اعلام کردن.
کنش پرلوکوشنری (Perlocutionary Act): اثرات روانی، عاطفی یا رفتاری گفتار بر مخاطب.
در این تقسیمبندی، کنش ایلوکوشنری نقش محوری دارد، زیرا دقیقاً همان سطحی است که گفتار بهعنوان «عمل اجتماعی» معنا مییابد.
۱. صورتبندی قاعدهمند نظریه
سرل با حفظ چارچوب کلی آستین، تلاش میکند نظریهٔ کنش گفتاری را با دقت منطقی و تحلیلی بیشتری بازسازی کند. او کنش گفتاری را پدیدهای میداند که بر پایهٔ قصد گوینده و قواعد زبان و نهادهای اجتماعی تحقق مییابد.
سرل تمایز مهمی میان:
قواعد تنظیمگر (Regulative Rules)
قواعد تأسیسی (Constitutive Rules)
قائل میشود و نشان میدهد که کنشهای گفتاری اساساً متکی بر قواعد تأسیسیاند؛ قواعدی که خودِ امکان یک کنش (مانند وعده دادن یا اعلام رسمی) را پدید میآورند.
۲. گونهشناسی کنشهای ایلوکوشنری
سرل در اثر Speech Acts (1969) و نوشتههای بعدی خود، کنشهای ایلوکوشنری را به پنج دستهٔ اصلی تقسیم میکند:
اظهاریها (Assertives): متعهد ساختن گوینده به صدق گزارهای دربارهٔ جهان.
ترغیبیها / دستوریها (Directives): تلاش برای واداشتن مخاطب به انجام عملی خاص.
تعهدیها (Commissives): متعهد کردن گوینده به کنشی در آینده.
بیانیها (Expressives): بیان حالات روانی یا عاطفی گوینده.
اعلانیها (Declarations): کنشهایی که با اتکاء به نهاد اجتماعی، واقعیت نهادی را دگرگون میکنند.
این طبقهبندی امکان تحلیل دقیقتر کارکردهای زبان در بافتهای حقوقی، سیاسی، ادبی و نهادی را فراهم میآورد.
آستین بیش از آنکه نظریهای بسته ارائه دهد، پروژهای اکتشافی را آغاز میکند؛ در حالی که سرل با رویکردی نظاممند، به دنبال ساختن چارچوبی تحلیلی و قابل تعمیم است. بهطور خلاصه، آستین بر «رخداد گفتاری» و سرل بر «ساختار قاعدهمند کنش گفتاری» تمرکز دارد.
نظریهٔ کنش گفتاری با جابهجایی تمرکز از معنا به کنش، فهم ما از زبان را بهطور بنیادین دگرگون میکند. در این چارچوب، زبان نه صرفاً بازتاب جهان، بلکه یکی از شیوههای اصلی ساخت، تغییر و تثبیت واقعیت اجتماعی است. اهمیت این نظریه فراتر از فلسفهٔ زبان بوده و در حوزههایی چون تحلیل گفتمان، نظریهٔ ادبی، مطالعات حقوقی و فلسفهٔ اجتماعی نقشی اساسی ایفا میکند.
منابع:
Austin, J. L. (1962). How to Do Things with Words. Oxford: Oxford University Press.
Searle, J. R. (1969). Speech Acts. Cambridge: Cambridge University Press.
Searle, J. R. (1979). Expression and Meaning. Cambridge: Cambridge University Press.