ویرگول
ورودثبت نام
نوشتن عالیه
نوشتن عالیه
نوشتن عالیه
نوشتن عالیه
خواندن ۲ دقیقه·۵ سال پیش

کاربرد تقسیم المثل ها در یک گفتگوی عمه مردکی

چایی رو با سینی گذاشت جلوم و گفت خوش اومدی در قندون رو باز کرد وگفت ببخشید شکلاتمون تموم شده. راستش کفگیرم ته دیگ خورده دیگه چیزی نمونده تو خونه پولم ندارم
بهش گفتم: خب چرا تعارف می‌کنی قرار بود بگی هروقت لازم داشتی ناسلامتی دوستیم
گفت نه بابا در دیزی بازه حیای گربه کجا رفته چند بار؟
گفتم: این حرفا چیه؟! حالا چی شده مهری جان؟

گفت: به علی زنگ زدم بهش گفتم دلم به چیت خوش باشه
به اون زبون خوشت، به پول زيادت، يا به راه نزديكت! تلفنو قطع کرد از اونروز گوشیش خاموشه
معلوم نیست کجاست!
دیگه بگه ماست سفیده، من میگم سیاهه !
انقدرم بدشانسه که
 پا به دریا بگذاره دریا خشک می شه.
البته بگمت خدا خر رو شناخت، شاخش نداد یه مدتی که یه ذره پول جمع کرده بود شلوارش دوتا شده بود زیرسرش داشت بلند میشد منم بهش گفتم
اگه زری بپوشی، اگر اطلس بپوشی، همون کنگر فروشی !

حواست به مردت باشه من این گيسا را توی آسيا سفيد نكردم!
چند تا پیراهن بیشتر پاره کردم
من توی زندگی از هر چه بدم اومد، سرم اومد الانم که گاوم زاییده
به پری میگم این علی معلوم نیست کدوم گوریه باز زیرسرش بلند شده لابد میگه این ره که تو می روی به ترکستان است! واسه من لفظ قلم صحبت میکنه!
بعد از چهل سال گدايي، شب جمعه رو به من یاد میده
بهش میگم من باید از علی طلاق بگیرم
میگه گرهی كه با دست باز ميشه نبايد با دندون باز كرد! همون وقتام به علی شک میکردم میگفت از پری بپرس من چجور مردی‌ام خب خواهرشه طرفشو میگیره دیگه به روباهه گفتند شاهدت كيه؟ گفت دمم. فقط بلده از خاندان معلوم الحالش تعریف کنه که ما اهل این برنامه ها نیستیم. بقاطر گفتند بابات كيه ؟ گفت : آقادائيم اسبه! الانم انداخته بی خبر رفته که مثلا به مرگ بگيره تا به تب راضی بشم. قبلا که از دور دل و میبرد از جلو زَهره رو !

اشاره میکنه به وسایل و در و دیوار خونه و میگه
اسباب خونه به صاحبخونه میره ! اینم وضع ماست
تو هم هرچی من میگم یه گوشت دره یه گوشت دروازه.خر نشو زود ازدواج نکن
توی دلم گفتم شاید واقعا بدبین و منفی بافه. شایدم تا
تا ندیده ای ، پاک است.
به حرفاش ادامه داد:
یه بار گفتم از پری پول قرض بگیرم
باز گفتم
ولش کن
از نو کیسه قرض مکن، قرض کردی خرج نکن !
گفتم: مهری نکنه اتفاقی براش افتاده خدایی نکرده! گفت نه بابا بادنجون بم آفت نداره اون کلا جایی نمی خوابه که آب زیرش بره !
اون ورپریده خواهرکوچیکش هم به من میگه شوهرداری بلد نیستی داداشمو فراری دادی منم نه گذاشتم نه ورداشتم بهش گفتم
دیگ به دیگ میگه روت سیاه پیاده شو باهم بریم خودت که هر روزه خدا قهری و خونه ننتی
گر تو بهتر ميزنی بستان بزن ! خودم کف کردم از جوابی که بهش دادم
گرچه این دو تا خواهر با اون برادرشون پرروتر از این حرفان!

یکدفعه صدای زنگ تلفن بلندشد...

ادامه دارد...

۰
۰
نوشتن عالیه
نوشتن عالیه
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید