ایا چهره زن با بیان مدرن ان بهتر شده است.

 زنان می‌بایست متواضع و اهل عشق باشند وگرنه چه کسی مرد قلدر را آرام خواهد کرد  این تواضع و محبت زن در برابر شوهرش دلیل بر حقارت زن نیست بلکه به این دلیل است که زن ابزار نرم کردن دل مرد را در اختیار دارد . خداوند او را چنین خلق کرد چون می‌دانست که سرانجام مرد را به خضوع وادار خواهد کرد
زنان می‌بایست متواضع و اهل عشق باشند وگرنه چه کسی مرد قلدر را آرام خواهد کرد این تواضع و محبت زن در برابر شوهرش دلیل بر حقارت زن نیست بلکه به این دلیل است که زن ابزار نرم کردن دل مرد را در اختیار دارد . خداوند او را چنین خلق کرد چون می‌دانست که سرانجام مرد را به خضوع وادار خواهد کرد





بعضی ها چنان به طرف مرد بودن غش می‌کنند که نمی‌شود بیانش کرد

در جامعه ای که مرد بودن افتخار می‌شود آنهم به این دلیل که غرب انسانیت را در بیشتر داشتن حقوق میبیند زنان ، دیگر میلی به زن بودن ندارند.

فکر میکنند چون حقوقشان مشابه مرد نیست پس دارای شان انسانی هم نیستند

ترجیحا باید مرد باشند تا به وسیله آن دارای حقوق شوند و سپس دارای یک عزت انسانی .

در صورتی که زنان به مساوات حقوقی با مردان نمی‌رسند مگر آنکه تشابهات حقوقی کنار برود

بعضی ها چنان زن بودن را به دید حقارت مینگرند که حاضرند در زجر کشیدن و عوارض مردانگی و حتی در بکار بردن فحش و ناسزا نیز با مردان رقابت کنند.

حقوق زن و قابلیت های او را به دیده تمسخر مینگرند و برای اینکه مثلا او را به درجه مرد بودن برسانند کاری میکنند تا از هر آنچه به زن بودنش مربوط است متنفر باشد . زن سعی میکند همانند مرد باشد باردار نشود مادری نکند چون حقوق مرد ها بهتر از حقوق زنان است

در صورتی که چنین نیست زن ها هرگز مرد نمی‌شوند و اگر چنین تلاشی هم بکنند می‌شوند مرد درجه سه یا چهار

زنان در صورتی کفه تراز‌ویشان با مردان یکسان خواهد آمد که خودشان باشند زن باشند

حالا تفاوتش اینجاست که در یک کفه عسل است در دیگری خامه . اما اگر بخواهیم زن را هم همچون مرد قرار دهیم و هر دو فی المثل خامه باشند انوقت است که خامه طرف زن بی ارزش تر و کمتر از خامه مرد خواهد بود .

زنان زمانی می‌توانند باارزش باشند که همان عسل باشند در هر صورت اگر جنس مرد را برتر و بهترتر بدانیم آخر سر به ذهن چنین صادر می‌شود که پس چون زن از مردانگی ساقط است پس ارزشش کمتر است . اما زمانی که ما زن و زنانگی را از دریچه حقیقی اش نگاه کنیم . به این مطلب خواهیم رسید که زن اگر زن باشد می‌تواند در ارزش هم وزن مردان شود.

عزیزانی سوال میپرسند خب یک زنی قابلیت بارداری دارد ولی دوست ندارد مادر باشد.

یکی هم دوست دارد اصلا به شما چه ربطی دارد ؟

جواب :آیا این بی علاقه بودن زنان نسبت به مادری سرمنشأ دارد یا خیر ؟

زنان ذاتا عاشق مادری کردن هستند از همان کودکی تا سنی که وقتی کودکی میبینند عاشق می‌شوند.

این عشق به مادری ربطی به دین مذهب عرفان خاصی ندارد که مغلطه کنیم اینها ما را مجبور به مادری می‌کنند زنان خودشان نیز عشق به مادری و مادر شدن دارند

لیلا فروهر خواننده محبوب پاپ ایرانی در برنامه زنده ابراز تاسف و ندامت می‌کند که کاش لیلای دیگری را میتوانستم به دنیا اضافه کنم کاش فرزندی به دنیا می آوردم. این نشان میدهد زنان فی نفسه عاشق مادری کردن و خلق اثر از خود هستند حتی اگر مدرنیته منکر سرسخت آن باشد.

مشکل زمانی شروع می‌شود که ما بجای حل کج فهمی ها درباره جنس زن و زنانگی و زدودن چهره متهم گونه از چهره زن و نجات او از دست کلیسای قرون وسطایی که او را مایه شر میدید با خودمان اندیشیدیم مجدد اندیشیدیم گفتیم این زنانگی و زن بودن است که راه را برای آزار رساندن به یک زن باز کرده است پس چه بهتر از زن بخواهیم تا به قالب دیگری دراید و نسبت به هر چیزی که به زن بودنش مربوط است گریزان و بی علاقه باشد.

بگذارید یک چیز داخل پرانتز برایتان بیاورم

خدایان غرب و آمریکا تغذیه اشان از پول است

پس اینکه ارزش هر انسانی را در کار جلوه دهند و نتیجه کار کردن را بشدت افتخار آمیز جلوه بدهند طبیعیست

آنها میخواهند شما اعم از زن و مرد صبح تا شب کار کنید و حتی با این کار کردن ها دلخوشی و آرامشی هم نداشته باشید

معلوم است در چنین فضایی که شما برای آنان کار می‌کنید آن هم با مبالغ کمتر آن ها هرگز خواهان این نیستند تا عشق مادری در وجود شما شکوفا شود

عشق را بی ارزش و توام با افکار هوس آلود جلوه میدهند و ایضا انسانیت هر کسی را خلاصه در استقلال مالی داشتن به رخ میکشند .

در این فضای مه آلود تعریفی که از مادری میماند این است که من تنها برای مرد بچه می آورم و به او خدمت میکنم و خودم از ادمیت باز میمانم چرا که ادمیت خلاصه در داشتن استقلال مالیست .

هر چند من منکر استقلال مالی داشتن نیستم و انگی هم بر روی آن نمیچسبانم اما میخواهم این مطلب را برای هزارمین بار بازگو کنم که اگر فردی استقلال مالی نداشته باشد باز هم انسان است . وقتی وظایف زنانگی آنقدر پررنگ است معلوم است زن زحماتی هم میکشد و باید پاسخ این زحمات را هم دریافت کند پس زنی که بنابر میل خودش استقلال مالی ندارد از انسانیتش ذره ای کم نشده است .

نتیجه : اگر این عدم علاقه به مادری فی نفسه در وجود زنی باشد یا زنی بنابر شرایط مخصوص خودش فعلا از مادر شدن دوری گزیند به ما مربوط نیست اما زمانی که نظام سرمایه داری انگشت اتهام را بدست مادری گرفته است ما باید این انگشت را قطع کنیم .

وظیفه ما زنان این است که فریاد بزنیم و اعلام کنیم

فمنیست نمایشی رادیکال ، باید از تحقیر زنان برای سوق دادن آنها به مردان درجه چندم دست بردارد.

و ما باید دیگر زنان را به این حقیقت برسانیم که آنها به دنبال احقاق حق زن نیستند تنها به دنبال بازی کثیف سیاسی خودشان هستند.