ویرگول
ورودثبت نام
Bahar
Bahar
Bahar
Bahar
خواندن ۱ دقیقه·۱۶ روز پیش

آنچه می‌ماند.


شب های تیره پایان می‌یابد ، اما با خاطراتی که سپیده دم نمایان می‌شود چه کنیم ؟!

اشک های بی امان خشک می‌شوند ، اما با شوری روی گونه هامان چه کنیم ؟!

صداهای مبهم اطرافمان محو می‌شوند ، اما با گوش هایی که هنوز از پژواکشان می‌لرزند چه کنیم ؟

خشم فروکش می‌کند ، اما با بذر نفرتی که در روحمان می‌کارد چه کنیم ؟!

لب ها باری دیگر به خنده گشوده خواهند شد ، اما با ابرو های گره خورده مان چه کنیم ؟!

عشق دوباره از راه خواهد رسید ، اما با جوانه هایی که پیش از شکفتن خشک شدند چه کنیم ؟!

نوزادان بی گناه پا به دنیای بی رحممان خواهند گذاشت ، اما با جان هایی که از دست رفتند چه کنیم ؟!

درد بالاخره تنهایمان خواهد گذاشت ، اما با زخم های ریز و درشتش چه کنیم ؟!

روزی شادی جایگزین تلخی هایی که از سر گذراندیم خواهد شد ، اما با خاطرات تاریکمان چه کنیم ؟!


امید است فراموشی مرهمی برای این درد های بی امان باشد ، وگرنه هیچ چیز همچون گذشته نخواهد شد .../

۱
۰
Bahar
Bahar
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید