ویرگول
ورودثبت نام
مجیب احمدی
مجیب احمدی
مجیب احمدی
مجیب احمدی
خواندن ۲ دقیقه·۳ روز پیش

داستانی درباره ی توانمندی ها

اگر می خواهیم در زندگی از شغل ، کسب وکار ، تحصیلات و کلا خودمان احساس رضایت داشته باشیم مهم است که در جای درستی قرار بگیریم.جایی که توانمندی ها و نقاط قوت ما استفاده شود و از اینکه آدم مفید و توانمندی هستیم لذت ببریم.داستان انگیزشی پایین تلنگری است برای بررسی خودمان و جایگاهی که الان در زندگی داریم.

شتر مادر در کنار بچه شتر خود در زیر آفتاب بیایان دراز کشیده بودند و از آفتاب لذت می بردند.بچه ر از مادر خود پرسید : مامان چرا ما این برآمدگی ها را در پشت خود داریم؟ مادرش پاسخ داد : ما در بیابان که آب زیادی نیست راه می رویم و باید در برابر بی آبی تشنه نشویم .این کوهان در برابر بی آبی از ما محافظت می کند.بچه سوال دوم را پرسید : چرا پاهای بلند و ته گردی داریم ؟

مادر گفت : ما اغلب در شن زارها و تپه های ماسه قدم میزنیم باید براهی همین پاهای مان بلند است و مناسب این محیط.بچه سوال بعدی را پرسید: چرا مژه های من اینقدر بلند است؟مادرش جواب داد : چون در این بیابان باد می وزد و شن ها در باد به حرکت در می آیند و به چشمان ما می خورد .برای محافظت از چشمانمان خداوند مژه های بلندی به ما داده است.در نهایت، بچه شتر با تعجب گفت: “اگر ما همه این توانایی های طبیعی را داریم که در صحرا قدم بزنیم، شترها در باغ وحش چه فایده ای دارند؟”

نتیجه این داستان انگیزشی این است که مهارت‌ها و توانایی‌هایی که داریم، اگر در محیط مناسب نباشیم، مفید نخواهند بود.احتمالاً در مورد افرادی شنیده اید که حرفه خود را رها کرده تا رویاهای خود را دنبال کنند یا شخصی که در شغل خود ناکام مانده است، اما سعی نمی کند تغییری ایجاد کند.اگر در شغلی گیر کرده اید که مناسب نیست، باید کمی خود اندیشی کنید تا متوجه شوید نقاط قوت شما کجاست که هدر می رود.

در این زمینه پیشنهاد می کنم با بررسی خود در مقاله تست هالند به شناخت مدل خود و شناخت نقاط قوت خود پی ببرید.

کسب وکارزندگیتوانمندیداستان
۲
۰
مجیب احمدی
مجیب احمدی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید