
سلام. خلاصهای از سخنرانی ۵۰ دقیقه اقای امینیخواه رو در خدمت دوستان قرار میدم با عنوان منبر برای ممبر.
ان شاءالله که مورد استفادتون قرار بگیره.
منبر برای ممبر
موضوع: فاطمیه
برخی بزرگان میفرمایند که عزاداری برای اباعبدالله (ع) عمومی است و درِ آن باز است؛ گویی خود اباعبدالله (ع) در خانه دوستداران را میزنند و جمع میکنند. محرم که میشود، شور و هیاهویی هست و همه میآیند. اما فاطمه (س) اینطور نیست؛ او خلوت خواص را جمع میکند، اسرار، حقایق و رمز و رازی در کار است. چرا اینگونه است؟ خود ماجرای فاطمه زهرا (س) نیز همینطور بود. برخلاف کربلا که افراد متفاوتی دور اباعبدالله (ع) جمع شدند، لزوماً همه آنها «حلالخور» نبودند. فکر نکنید که فقط قدیسین خالص و ناب دور ایشان بودند؛ افرادی بودند که چند ساعت پیش مسلمان شده بودند، یا حتی مسیحی بودند و در همان ساعات شهید شدند و پای رکاب اباعبدالله (ع) ایستادند. دایره محبت امام حسین (ع) اینقدر گسترده است که هر نوع آدمی را در بر میگیرد.
اما در ماجرای فاطمه زهرا (س) برعکس است؛ افراد شایسته و بزرگوار، مانند سلمان (ره)، توسط امیرالمؤمنین (ع) مورد اعتماد بودند. چه کسی از سلمان (ره) بالاتر و بهتر سراغ داریم؟ ما ایرانیها هنوز کمی حس ناسیونالیستی داریم. امام صادق (ع) فرمودند: «سلمان فارسی» نگویید، بلکه بگویید «سلمان محمدی». (اللهم صل علی محمد و آل محمد). کسی که اینچنین جایگاهی دارد و از اهل بیت (ع) شمرده میشود، مورد انتظار امیرالمؤمنین (ع) بود. اما در ماجرا، سندی تاریخی نقل میکند که امیرالمؤمنین (ع) وقتی با سلمان مواجه شدند، با مشت به سینه او کوبیدند (از روی ناراحتی یا تأدیب)، زیرا از او توقع بیشتری داشتند.
در قضیه امام حسین (ع)، دایره بسیار باز است و ارتباطگیری با ایشان بسیار آسان است؛ یک قطره اشک، یک «یا حسین» گفتن، یک درهم خرج کردن، یا زیارت ایشان، ارزشمند است. اما در مورد فاطمه زهرا (س) اینگونه نیست. حرم و مقبرهای برای ایشان وجود ندارد، زیرا اسراری دارد؛ خداوند اجازه نداده است که برای این بانو مقبره یا زیارتگاهی به این شکل تعیین شود. در مورد زیارت امام حسین (ع) هر اقدامی تشویق میشود، اما در مورد حضرت زهرا (س) نقل خاصی وجود ندارد. این نشاندهنده اسرار نهفته در وجود ایشان است.
نکاتی در این نهان بودن وجود دارد. فاطمه زهرا (س) وجه پنهان، پشت پرده و مستور بودن را داراست. همانطور که گفتهاند: «در حکم گلاب و گل، حکم ازلی این بود که این شاهد بازاری، آن پردهنشین باشد.» یک بار دیگر میگویم تا لذت ببرید: «در حکم گلاب و گل، حکم ازلی این بود که این شاهد بازاری، آن پردهنشین باشد.»
گل محمدی، آن گل خوشبو و معطر که بیشتر در کاشان و اصفهان فراوان است را کمتر در دست مردم میبینید، اما گلاب از آن گرفته میشود و همهجا هست. علت این است که خداوند خواسته این گل مخفی باشد و پردهنشین بماند تا عصاره و چکیدهای از آن گرفته شود که همه جا را فرا گیرد. پرده کعبه را به قبور اموات میمالند و کسی یادی از آن گل نمیکند، اما همه برکت از همان چکیده است.
رابطه بین اباعبدالله (ع) و فاطمه زهرا (س) نیز همینگونه است؛ ایشان عصاره و چکیده هستند، چنانکه خداوند خواسته است. ذکر امام حسین (ع) عالمگیر شود، وگرنه مصیبت فاطمه زهرا (س) سنگینتر است. امام صادق (ع) فرمودند: «شدیدترین روز برای ما عاشورا است، غیر از روزی که با مادر ما چه کردند.» پس از آن روز، سنگینترین روز برای ما، ماجرای فاطمه زهرا (س) است.
خود اباعبدالله (ع) نیز در لحظات آخر، پس از اصابت تیر، به نقل مرحوم سید بن طاووس، فرمودند: «فلان و فلان مرا از پا درآوردند (قتلونی)؛ اینها قاتلان من نیستند.» همانطور که ذکر و یاد امام حسین (ع) عمومی است، جلوه دیگری از ایشان نیز وجود دارد. قاتل من هم جلوه دیگری دارد. هر چه هست، حسین (ع) نشاندهنده فاطمه (س) است. فاطمه (س) پشت پرده است و دیده نمیشود. قاتلان حسین (ع) نیز این افراد ظاهری نیستند؛ آنها هم پشت پردهاند و جای دیگری است که ضربه را زدند. «فلان و فلان مرا از پا درآوردند» – شمر، حرمله و خولی قاتلان اصلی نیستند. فریب اینها را نخورید. قاتل اصلی در سقیفه ضربه زد. «لعن الله اول ظالم ظلم حق محمد»؛ اولین کسی که بناگذار ظلم شد، اینجا بروز خارجی پیدا کرد.
همانطور که فاطمه زهرا (س) پنهان است، دشمنیهای علیه ایشان نیز پنهان است و در جاهای دیگری بروز یافته است. امام حسین (ع) به تعبیر ما، پته چند نفر را روی آب ریخت. اصل ماجرا، فاطمه زهرا (س) بود. دشمنان اصلی، دشمنان فاطمه زهرا (س) هستند.
عرض من این بود که مقدمات را بیان کنم. حال چطور میتوانیم با این بانوی بزرگوار ارتباط برقرار کنیم؟ چه کسی آرزوی آن را ندارد؟ شماها خاص هستید، دعوتی فاطمه زهرا (س) هستید، مشتریان فاطمیه هستید. فاطمیه تعطیل رسمی نیست و تاریخ مشخصی ندارد؛ برخی قبل از آن مراسم میگیرند، برخی بعد از آن، سه روز، پنج روز و از چهارشنبه تا شنبه ادامه دارد. برخلاف محرم که همه از کم و کیف آن باخبرند، در فاطمیه همه ساله مردم در سردرگمی هستند. اراده خداست که همه جمع نشوند.
چگونه با این خانم ارتباط برقرار کنیم؟ اگر کسی بتواند با حضرت زهرا (س) ارتباط برقرار کند، کارش بسیار رونق مییابد و مشمول عنایات و برکات میشود. یک عالم عامل بود که چلهای گرفته بود و متوسل به امام زمان (عج) شده بود تا راه عاقبت بخیری را بفهمد. در تشرفی که به خدمت امام زمان (عج) پیدا کرد، ایشان فرمودند برای عاقبت بخیری به مادرم فاطمه زهرا (س) متوسل شو. اگر مادرش دعا کند، عاقبت بخیر میشود. نمونههایی مانند حر را میبینید که محبت فاطمه زهرا (س) دستشان را گرفت. این امر مانند کیمیا است که ناگهان کار را دگرگون میکند و تمام معادلات را به هم میزند.
درک مظلومیت فاطمه زهرا (س) دشوار است. مظلومیت امام حسین (ع) را دشمنان ما نیز انکار نمیکنند. بنده با وهابیها مناظره و گفتگو کردهام؛ برخیها حملات رسانهای و مجازی کردند. در مورد امام حسین (ع) میگویند: «بله، کشته شدند، اما حقش بود، نباید قیام میکرد.» اما در مورد فاطمه زهرا (س) وقتی سخن به میان میآید، منکر میشوند و میگویند: «مگر کسی جرئت داشت فاطمه زهرا (س) را بکشد؟» این بسیار جالب است؛ درباره پسر همان خانم، به راحتی قضیه کشته شدن را قبول میکنند، اما در مورد مادر سکوت میکنند! این نشاندهنده جایگاه ویژه ایشان است.
اثبات مظلومیت فاطمه زهرا (س) دشوار است. این گاردی که وهابیها در مورد امام حسین (ع) ندارند، باعث میشود شما راحتتر بتوانید در مورد ایشان صحبت کنید و بگویید چگونه کشته شدند، هرچند آنها میگویند حقش بود. اما در مورد فاطمه زهرا (س)، فضا بسته است و حرفی نمیتوان زد. اینها همه اسرار است. این رازها حول محور پنهان بودن فاطمه زهرا (س) میچرخد، به همین دلیل ایشان را به شب قدر تشبیه کردهاند؛ امام صادق (ع) فرمودند: «فاطمه (س) مانند شب قدر مخفی است.»
حدیث کسا (ع) چیز عجیب و غریبی است. مرحوم آیتالله العظمی بهجت (ره) توجه ویژهای به حدیث کسا داشتند و میفرمودند (در کتاب «در محضر بهجت»): «در مجلسی که حدیث کسا خوانده میشود، امام زمان (عج) یا خودشان حضور پیدا میکنند یا نگاهشان به آن مجلس است... خود حضرت [پیامبر] هم در آن مجلس حاضر میشوند.»
فرزند حاج سید مرتضی کشمیری میفرمودند: از فاضل محترم، جناب آقای سید عباس لاری، شنیدم که: در دوران اقامت در نجف اشرف برای تحصیل علوم دینی، روزی در ماه مبارک رمضان، خوراکی برای افطار خود در حجره گذاشتم، در را قفل کردم و پس از نماز مغرب و عشاء و گذشتن مقداری از شب، برای افطار به مدرسه برگشتم.
وقتی به در حجره رسیدم، در جیبم کلید را نیافتم. اطراف مدرسه را جستجو کردم و از طلاب حاضر پرسیدم، اما کلید را پیدا نکردم. به دلیل فشار گرسنگی و ناتوانی در یافتن راه حل، بسیار پریشان شدم. از مدرسه بیرون آمدم و سرگردان به سمت حرم مطهر میرفتم و به زمین نگاه میکردم. ناگهان مرحوم حاج سید مرتضی کشمیری (اعلی الله مقامه) را دیدم.
دلیل حیرتم را پرسیدند. ماجرا را عرض کردم. پس ایشان با من به مدرسه آمدند و نزد حجره من فرمودند: «میگویند نام مادر موسی (ع) را اگر کسی بداند و بر قفل بسته بخواند، باز میشود. آیا جده ما، حضرت فاطمه (س) کمتر از اوست؟» سپس دست به قفل نهادند و ندا کردند: «یا فاطمه» و قفل باز شد!
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
آیا شود که گوشه چشمی به ما کنند!
آیا شود که گوشه چشمی به ما کنند!»