
منبر برای ممبر
جلسه دوم
شرح خطبه حضرت زهرا برای زنان مهاجر و انصار که برای عیادت به منزل حضرت آمده بودند.
بیایید بازگردیم به واپسین روزهای عمر کوتاه ولی پرشکوه بانوی عالم، فاطمهی زهرا (س).
سوید بن غفله نقل میکند:
> **«لَمَّا مَرِضَتْ فَاطِمَةُ (عَلَیهَا السَّلَامُ)... اجْتَمَعَ إِلَیهَا نِسَاءُ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ یعُدْنَهَا»**
وقتی بانوی دو عالم بیمارد شد، زنان مهاجر و انصار برای عیادت گرد آمدند.
سؤال کردند: «یا بنت رسول الله! کیف أصبحْتِ من علتک؟»
ای دختر پیامبر! حالتان چطور است؟
حضرت پس از حمد الهی و صلوات بر پدر بزرگوارش چنین آغاز کرد:
> **«أَصْبَحْتُ وَاللَّهِ عَائِفَةً لِدُنْیاکنَّ، قَالِیةً لِرِجَالِکنَّ»**
به خدا سوگند از دنیای شما بیزارم،
و از مردانتان ناخشنود.
بیوفایی بعد از شناخت، بدترین امتحان است.
۲. گلایه از دگرگونی امت
> **«لَفَظْتُهُمْ بَعْدَ أَنْ عَجَمْتُهُمْ، وَ شَنَأْتُهُمْ بَعْدَ أَنْ سَبَرْتُهُمْ»**
آنان را آزمودم، سنجیدم، و از کردارشان بیزار شدم.
> **«فَقُبْحاً لِفُلُولِ الْحَدِّ، وَ اللَّعِبِ بَعْدَ الْجِدِّ»**
چقدر زشت است سستی پس از تندی،
و بازی گرفتن دین، پس از جدیتی راستین!
در اینجا حضرت دارد روح تاریخ را میکوبد؛
میگوید وقتی غیرت دینی از میان رفت، شمشیر ایمان زنگ زد.
۳. انحراف خلافت
> **«وَیحَهُمْ، أَنَّی زَعْزَعُوهَا عَنْ رَوَاسِی الرِّسَالَةِ وَ قَوَاعِدِ النُّبُوَّةِ؟»**
وای بر آنان! چرا خلافت را از ریشههای رسالت،
از خانهای که محل نزول جبرئیل بود، جدا کردند؟
آیا رواست که محور هدایت را از خاندان نبوت دور کنید؟
> **«أَلا ذلِک هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِینُ»**
آگاه باشید! این همان زیان آشکار است.
۴. دفاع از امیرالمؤمنین (ع)
سپس حضرت از علی (ع) سخن گفت؛ با دلی پر از شوق و دردی مقدس:
> **«وَ مَا الَّذِی نَقَمُوا مِنْ أَبِی الْحَسَنِ؟ نَقَمُوا مِنْهُ نَكیرَ سَیفِهِ، وَ شِدَّةَ وَطْأَتِهِ، وَ تَنَمُّرَهُ فِی ذَاتِ اللَّهِ»**
چه عیب گرفتند بر علی؟
که شمشیرش بر دشمن و بیگانه یکسان فرود میآمد؟
که در راه خدا سختگیر بود؟
آری، او مردی بود که **در بند دنیا نبود و از مرگ نمیهراسید.**
حضرت ادامه میدهد:
> **«تَاللَّهِ لَوْ مَالُوا عَنِ الْمَحَجَّةِ اللَّائِحَةِ... لَرَدَّهُمْ إِلَیهَا»**
به خدا سوگند، اگر مردم از راه روشن حق منحرف میشدند،
علی آنان را بازمیگرداند و با نرمی و حکمت رهبریشان میکرد.
این یعنی اگر ولایت علی (ع) تداوم مییافت،
هیچ شکاف در امت اسلام پدید نمیآمد.
۵. وعده برکات الهی در صورت اطاعت ولایت
حضرت آیهای تلاوت کرد:
> **«وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیهِم بَرَکَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ» (الأعراف: 96)**
اگر اهل شهرها ایمان میآوردند و تقوا میداشتند،
برکات آسمان و زمین بر آنان گشوده میشد.
اما چون تکذیب کردند،
خداوند آنها را گرفتار اعمال خود ساخت.
این آیه تفسیر زندگی امروز ماست؛
هر جا ایمان و ولایت ضعیف میشود، برکت هم کم میشود.
۶. هشدار به آینده، پیشگویی فتنهها
> **«أَمَا لَعَمْرِی لَقَدْ لَقِحَتْ فَنَظِرَةٌ رَیثَمَا تُنْتَجُ»**
به جانم سوگند، نطفهی فتنه بسته شده است...
اندکی صبر کنید تا زاییده شود.
> **«ثُمَّ احْتَلَبُوا مِلْءَ الْقَعْبِ دَماً عَبِیطاً وَ ذُعَافاً مُبِیداً»**
و روزی خواهد آمد که از این شتر فتنه، خون و زهر مرگ خواهند دوشید.
اینجاست که حضرت با نگاه ملکوتی آینده را میبیند؛
جنگها، ستمها، و گسترش فتنههای بنیامیه و بنیعباس،
همان میوهی تلخ همان انحراف نخستین بود.
۷. گفتوگوی پایانی با مهاجران و انصار
سوید بن غفله میگوید:
> **«فَأَعَادَتِ النِّسَاءُ قَوْلَهَا عَلَى رِجَالِهِنَّ...»**
زنان، سخنان حضرت را برای مردانشان بازگو کردند.
بزرگان مهاجر و انصار با شرمندگی نزد بانوی اسلام آمدند:
> «یَا سَیدَةَ النِّسَاءِ، لَوْ كَانَ أَبُو الْحَسَنِ ذَكَرَ لَنَا هذا الأَمْرَ لَمَا عَدَلْنَا عَنْهُ.»
ای سرور زنان عالم، اگر علی پیشتر برای ما میگفت،
ما هرگز از او روی نمیگرداندیم!
پاسخ حضرت، کوتاه و کوبنده بود:
> **«إِلَیْكُمْ عَنِّی، فَلَا عُذْرَ بَعْدَ تَعْذِیرِكُمْ وَ لَا أَمْرَ بَعْدَ تَقْصِيرِكُمْ»**
بروید! عذری پس از تقصیر نیست،
و مجالی پس از کوتاهی شما باقی نمانده است.
حجت تمام شد.
۸. جمعبندی و پیام امروز
خواهران و برادران مؤمن،
این خطبه، گریهی تاریخ است — فریاد بانویی که حق را شناخت و برای همیشه آشکار کرد.
او نگفت فقط برای خودش؛ گفت برای سرنوشت اسلام.
هرجا مردم از ولیّ الهی جدا شدند، فتنهها زاده شد.
و این پیام هنوز زنده است:
> **«وَما ظَلَمُوا إِلَّا أَنْفُسَهُمْ»**
حضرت زهرا (س) چراغ هشدارِ امت است.
صدای او امروز هم ما را میخواند:
که در برابر وسوسهی دنیا،
در پیمان با ولایت، استوار بمانیم.