بپر پرنده ام
بپر که پریدن از آن توست.
بخز به سر درِ تالارِ انزوا، بخوان سروده ای سرشار.
حجیم و منقطع، طعام تو را چطور، تور، صیدِ نورِ صدا، چرا؟
خفا خفا خفا، خفگی خفته در گلو، کشیده پتو را به لایِ مه، مرزِ مردگی..
مریض میشوی،
مرض به سرت، بدنت، چنگ میزند، چه نوایی، نبودِ نور، آهنگت..
حصارِ دار و قفس ها به چشم تو درد و دود، بی معنا..
دریچه ی عطرِ عود، بی نوا، دوا.
نهادِ نفس ها، نشانه ای، تصویر.
نپر پرنده ام چه پریدنی؟ که تیغ، خاطره ها خورد و خون و رفت، بی جاری..
جریانِ یک لغت که ترانه شد، آمد بهانه ی راه،
نفرین و نفی نگاه، عار و آه..
هذیانِ مار افعی من، انقطاعِ ریشِ خدا، مرگِ یک جسد، که زنده بادِ ابرِ سپید،
نداده شهادتش، همه پَر..
همه مرگ و مرگ ها..
مردابِ انتزاعِ ملایمِ من، آخ.. مردمک هایم؛
بکش به آتش بی رنگی، دو بال و چشمِ خودت، بپر تو از کلمه؛
بپر از مصدر..
بپر از دره ها که چهره ها، گرد و خاک هوا زدود.
بپر از نپریدن. چرا نمیپری از پریدنِ خود، ها؟ چرا نمی...
نبود و نهیِ بود و مسئله نیست هاست.
هوایِ حرفِ کبود، های هر دو ه
ه. و ح، چه بی گرماست..
و خلاصه ها که مسئله هاست.
و مسئله "ها"ست.
خلاصه که جملگی همیشه هواست...
خط خطی نخوان؛ بمیر، در عوضش، عوضی!

پ.ن:
یادی از (Mental Cage)
اثرِ caitlyn grabenstein