ویرگول
ورودثبت نام
جواد فشتنقی
جواد فشتنقیبینش سیال یک ناظر
جواد فشتنقی
جواد فشتنقی
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

بینش سیال یک ناظر

jvd
jvd

همه چیز همین بود

جهان خودش را می‌بلعید و دوباره می‌زایید

بی آنکه دلیلی بخواهد یا هدفی بجوید

من نشسته بودم در میان این تکرار بی پایان

میان زایش و زوال و نگاه می‌کردم

چون جز نگاه کردن کاری نبود که بتوانم بکنم

همه چیز همان بود که باید می‌بود

نه کمتر نه بیشتر

حتی فهمیدن این نیز بخشی از همان جبر بود

در آن لحظه دانستم که

معنا نه در پرسیدن است نه در پاسخ

معنا در خود دیدن است

در سکوتی که بعد از همه سوال ها می‌ماند

جهان ادامه داشت

سرد ،دقیق ،بی اعتنا

و من که نمی دانم من کیست

تنها نظاره گر جریانی بودم

که از ازل آغاز شده بود و تا ابد ادامه می‌یافت

و همین همه چیز بود

👤 جواد فشتنقی

حتی فهمیدن این نیز بخشی از همان جبر بود

نویسندهشاعربیگانهفیلسوف
۲
۱
جواد فشتنقی
جواد فشتنقی
بینش سیال یک ناظر
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید