ویرگول
ورودثبت نام
DA_aa
DA_aaدر جُستن تو و رَستن از خویش 🎏
DA_aa
DA_aa
خواندن ۱ دقیقه·۱۱ روز پیش

ارزو میکنم ؛

وقتی بارون اومد آرزو کردم با خودش چتر داشته باشه

وقتی هوا سرد شد آرزو کردم زیپ کاپشنش بسته باشه

وقتی شب شد ارزو کردم زود خوابش برده باشه و به غصه‌هاش فکر نکنه

وقتی خورشید زد آرزو کردم پرده اتاقش کنار نباشه تا نور چشاش و اذیت نکنه

وقتی باد وزید آرزو کردم حالت موهاش و به هم نریزه چون میدونم به هم ریختن موهاش عصبیش میکنه

وقتی سکوت شد و من نبودم پیشش ارزو میکنم صدای قلبش رو بشنوه تا احساس تنهایی نکنه

برای تو
۲
۰
DA_aa
DA_aa
در جُستن تو و رَستن از خویش 🎏
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید