DA_aa·۴ روز پیشکاش مادرم مرا از یاد نبرده باشد!چند سال پیش، زمانی که هنوز در خانه پدر و مادرم زندگی میکردم، اتاق خوابم کوچک ترین و نور گیر ترین اتاق با دیوار های سبز رنگ و رو تختی همرنگ…
DA_aa·۶ روز پیشهیولای ترسو؛شاید کمد اتاقِ من در مخفی ایه که باز میشه رو به اتاق تو ، رو به محال ترین جایی که میتونم حضور داشته باشم!شاید فاصله ی بین من و تو همین یه د…
DA_aa·۷ روز پیشاین روز ها، کاش لَنگ نَبودی.زندگیه این روزام دقیقا لنگه همون چند ثانیه ایه که دیرتر به مترو میرسی و در بسته میشه،لنگه اون چند ثانیه دیر رسیدن به کلاس،لنگه همون یک ثانی…
DA_aa·۱۰ روز پیشاکنون ،قبل از تمام شدن جهانمیخواستم تا قبل از تمام شدن جهان فرزند بهتری برای مادرم باشم، فرزندی که مادرم هرگز از به دنیا آوردنش پشیمان نشده بود .میخواستم تا قبل از تم…
DA_aa·۱۱ روز پیشارزو میکنم ؛وقتی بارون اومد آرزو کردم با خودش چتر داشته باشهوقتی هوا سرد شد آرزو کردم زیپ کاپشنش بسته باشهوقتی شب شد ارزو کردم زود خوابش برده باشه و به…
DA_aa·۱۲ روز پیشچرا دوستم نداری؟نمیدانم باور خواهی کرد یا نه، که من آن گل فروش ِ سمج در پشت چراغ قرمز یکی از چهاراه های این شهر هستم که پیله ات میکند تا برای دختری با موه…
DA_aa·۱ ماه پیشهر شب ِ این روزها ؛هر شب ، وقتی ساعت از سه بامداد میگذرد و همچنان خیره به سقف اتاق، خوابم نبرده است ،، در فکر اینکه فردا کره بادام زمینی گزینه ی بهتری برای ص…