نمیخوام که از جون مو بگذری
نمیخوام که عمر اضافی کنم
ولی اینجا باید بمونم رفیق
ک نامردیا رو تلافی کنم
بمونم دوباره به دنیا بیام
که از مهربونی پشیمون شدم
دل پاکمه چرک نفرت گرفت
به جون همین شهر طاعون شدم
باید حقمه پس بگیرم برم
هنوز تیکه هام مونده تو چنگشون
نوازش نمیخوام فقط گوش کن
من وحشی از بغض و نفرین پرم
پر از خرده شیشه م بکش دستته
درسته که آینه م ولی میبرم