Javadi·۹ روز پیشبغض بیصدا (۱)ساعت چهار بامداد چشمانم را گشودم؛چشمانی که تازه به هم رسیده بود. شاید نیم ساعت، شاید هم کمی بیشتر خوابیده بودم؛ اما بعید میدانم بیش از یک…
Javadi·۹ روز پیشبغض بیصدا«به نام پروردگار نور و دانایی»همه چیز از یک سکوت شروع شد؛ سکوتی که با رفتنت تمام گوشههای خانه را گرفت. مجموعهای از آن سکوتها را در میانه…
Samaeism·۲۲ روز پیشزبالهمتنها کم و بیش تکراریست. حرفها همان حرفهای همیشگی. اما راهی نیست جز نوشتن. نوشتن و دور انداختن.برای نوشتن حرفهای جدید بسیار است. اما رم…
شکیبا اسکاف·۱ ماه پیشغریبانهبغض فواره میزنداز حنجرهی بریدهیشعرهای وحشی.نوازندهای دورهگردسر هر چهارراهآغاز بوسیدن را
Gomshodeh·۲ ماه پیشآخرین نت تنهاییویولن شروع کرد به نواختن. انگار خودِ نتها داشتند آرامشِ قبل از طوفان را زمزمه میکردند. هر نتِ سمفونیِ بتهوون، فریادی خاموش بود از دلِ بغض…
گیسو·۵ ماه پیشبغض بغضهای فروخوردهدر دلِ ابرهای درهمتنیدهٔ آسمانلانه کردهاند ابرهاگریه را بلدندامابرای دلِ خورشیدیکه پشتِ این بغضِ نگفته پنهان استنمیبارن…
selin._.·۶ ماه پیشبغضی که معلوم نیست از کجا میاد...بنظرم بدترین چیزی که میتونه وجود داشته باشه خیانته.خیانت برای من یعنی دروغ گفتن ،دورو بودن ،یعنی ذات خراب وزشت ،یعنی دیگری را دور انداختن و…
M_Dastani·۹ ماه پیشاشک های دلتنگیگاهی یک اشک یادآور بغضهای فرو خورده میشود. همانجا که بی اختیار دانه اشکی از سوز صدای خواننده بر گونهات میغلتد…
مجید نهازی·۹ ماه پیشکاش من مادربزرگ داشتمکلاغ ها تا فرار می کنند، میوه ی درخت کاج روی زمین می افتد و من، بغض در گلوی دلتنگی ام می ترکد.