من اسم ننوشتم.
عکس ندادم.
نه از ترس، نه از محافظهکاری.
از همان جنسی که (او )هست.
از همان منطق.
از همان بیاعتناییِ سرد به توضیح دادن.
فقط فرقش این است که
او سالهاست روی اعصابِ مردم راه میرود،
و من از اینجا به بعد
باید همان راه را برعکس بروم:
از وسطِ زور شنیدهشدن،
از میانِ شکنجهی دسترسیِ گروگانگرفتهشده،
از دلِ اینترنتی که اسمش را «پرو» گذاشتهاند
اما رفتارش شبیه قفلِ زنگزده است.
این روزها،
تو نه با کمبودِ محتوا طرفی،
نه با کمبودِ ابزار.
طرفی با یک سیستم که
به محض دریافت پول،
دستهایش را بالا میبرد و میگوید:
«سطح شما برای دیدنِ چیزی که خریدهاید، کافی نیست.»
این همان نقطهایست که انسان
یا مؤدب میماند و میپوسد،
یا از همانجا تبدیل میشود به چیزی شبیه همان نیرو:
بینام، بیعکس، بیتوضیح،
اما حاضر.
من اسم ننوشتم
چون اسمها گاهی فقط زنجیرند.
من فقط ثبت کردم:
اینترنت را فروختند،
دسترسی را پس گرفتند،
و بعد با اعتمادبهنفسِ کامل
گفتند: «شاید در حد شما نباشد.»
پس باشد.
از اینجا به بعد،
من هم او میشوم.
فقط با یک تفاوت کوچک:
من از پشتِ پرده نمیآیم؛
من از دلِ همین گروگانگیریِ خاموش میآیم.