ویرگول
ورودثبت نام
Mina
Mina
Mina
Mina
خواندن ۲ دقیقه·۲۵ روز پیش

فرق میل درونی و هوس ،از کجا بفهمیم کدام خطرناک است؟

در مقاله‌ی قبل گفتم که ما اغلب با دل تصمیم می‌گیریم، نه با عقل.

اما یک سؤال مهم هنوز بی‌جواب مانده:

آیا هر میلی که درون ماست، ارزش دنبال شدن دارد؟

اگر نه، از کجا بفهمیم این «میل»، صدای واقعی درون ماست یا فقط یک هوسِ گذرا؟

---

چرا بعضی میل‌ها بعد از اجرا حال‌مان را بدتر می‌کنند؟

حتماً این را تجربه کرده‌ای: کاری را با اشتیاق انجام داده‌ای،

اما بعد از رسیدن، نه‌تنها خوشحال نشده‌ای،

بلکه خالی‌تر، عصبانی‌تر یا پشیمان‌تر شده‌ای.

اینجاست که معمولاً می‌گوییم: «فکر می‌کردم این همونه که می‌خوام… ولی نبود.»

مشکل از میل نبود؛

مشکل این بود که میل را با هوس اشتباه گرفته بودیم.

---

میل درونی چه شکلی است؟

میل درونی معمولاً:

آرام است، نه عجول

مداوم است، نه انفجاری

حتی وقتی به آن نرسی، از درون حس معنا می‌دهد

بیشتر «ساختن» می‌خواهد تا «فرار کردن»

میل درونی ممکن است سخت باشد، ممکن است زمان ببرد، اما وقتی به سمتش حرکت می‌کنی،

احساس می‌کنی در مسیر خودت هستی.

---

هوس چه نشانه‌هایی دارد؟

هوس معمولاً:

عجله دارد

هیجانی و بی‌صبر است

قول می‌دهد «الان حالت را خوب می‌کنم»

اغلب بعد از خستگی، تنهایی، خشم یا ناامیدی ظاهر می‌شود

هوس بیشتر از آن‌که بخواهد چیزی بسازد، می‌خواهد چیزی را بی‌حس کند.

---

یک مثال ساده اما واقعی

فرض کن کسی میل به پول دارد.

اگر این میل، درونی باشد: می‌داند چرا پول می‌خواهد؛ برای استقلال، آرامش، انتخاب آزادتر.

اما اگر هوس باشد: پول فقط راهی است برای ثابت کردن خود، پر کردن یک خلا، یا فرار از احساس بی‌ارزشی.

هر دو شبیه‌اند، اما نتیجه‌شان زمین تا آسمان فرق می‌کند.

---

یک قانون ساده برای تشخیص

قبل از هر تصمیم مهم، از خودت بپرس:

> اگر این میل برآورده شود،

من قوی‌تر می‌شوم یا فقط برای مدتی بی‌حس؟

میل درونی بعد از اجرا:

حس رشد می‌دهد

حتی اگر سخت باشد

هوس بعد از اجرا:

حس خالی شدن می‌دهد

و خیلی زود میل بعدی را می‌سازد

---

آیا باید جلوی هوس را گرفت؟

نه با جنگ. نه با سرکوب.

هوس معمولاً علامت است، نه دشمن. علامتِ یک نیازِ دیده‌نشده.

اگر فقط با منطق یا ترس سرکوبش کنی، شکل عوض می‌کند و برمی‌گردد.

اما اگر بفهمی: «این هوس، دارد کدام درد را پنهان می‌کند؟» آن‌وقت کم‌کم قدرتش را از دست می‌دهد.

---

در نتیجه :

همه‌ی میل‌ها از یک جا نمی‌آیند.

بعضی می‌خواهند تو را به خودت نزدیک‌تر کنند، بعضی فقط می‌خواهند تو را برای مدتی از خودت دور کنند.

بلوغ شاید این باشد: نه خاموش کردن دل، نه اطاعت کورکورانه از آن، بلکه تشخیص دادن صدای واقعی از صدای اضطرار.

---

اگر قسمت اول این بحث را نخوانده‌ای،

اول «میل تصمیم‌ساز؛ چرا با وجود دانستن، کار اشتباه را انجام می‌دهیم؟» را بخوان.

نوشته‌ی: مینا

اگر این متن به دردت خورد، منتشرش کن؛

شاید کسی درست الان به این تشخیص نیاز داشته باشد.

رشد شخصیروانشناسیهوسظاهر و باطن
۰
۰
Mina
Mina
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید