
✍دلنوشته ایی از دختر محترم شهید علی رنجبر اسلام لو:
گفتند از تو بگویم ، برای تو بگویم ، نمیدانم از کجا باید شروع کنم از چه باید بگویم که از تو گفتن هم دشوار است هم نهایت ندارد.
چه میتوان گفت از کسی که حی است ونیست
چه میتوان گفت از کسی که رفته است و هست
پدر قشنگ ترین کلمه در دنیاست که هیچ مترادفی نمیتوان برایش پیدا کرد، پدر آن ستون محکمی است که بدون او، تمام سقف زندگی فرو میریزد، پدر سایه سر یک خانواده است ، پشت و پناهی برای فرزندان ، ستون اصلی یک خانواده...
پدر یعنی دست هایی که برای بهتر شدن زندگی ما خسته شدند. او کسی است که تمام عمرش را بدون توجه به خستگی های خود، صرف ساختن آینده ما کرد،
توصیف پدر ، توصیف همان ستونی است که بدون حضورش، سقف آرامش خانه بر سر آدم فرو میریزد. پدر ، آن قهرمان گمنامی است که در سکوت ، طوفان ها را به جان میخرد تا فرزندانش در آرامش و امنیت باشند. او همان ریشه ای است که تمام شکوه و زیبایی درخت خانواده، مدیون استقامت و پایداری اوست..
پدر را نمیتوان با کلمات توصیف کرد زیرا زبان از وصف مقام پدر ناتوان و قاصر است .
ناتوان تر از آن این است که نمیتوانم بگویم در زندگی تنها یک حضور تو را کم دارم...
ناباورانه روزهایم را به شب هایم گره زدم و شب هایم را به امید اینکه یکبار دیگر بتوانم صدایت کنم ، در آغوش بگیرمت یا که نگاهت کنم... حالا من در نیمروزیِ زندگی، در جستجویِ گرمای تو هستم، اما تنها سایهی سردِ نبودنت را میبینم. حسرتِ من، تمامِ آن سالهایی است که قرار بود با تو در میان باشد.
میگویند شهدا زنده اند من با تمام وجود باور دارم که تو چشم به دنیای ما و فرزندانت دوخته ای شهادت پایان حضور تو در خانه نبود بلکه آغاز حضور جاودانه تو در قلب و زندگی ماست... اکنون شادی هایمان با یک تلخی همراه است چون همیشه یک صندلی در میان شادی های ما خالیست..
#شهید_جنگ_رمضان
ولادت: 1362/5/1
شهادت: 1405/1/12
محل شهادت و مقبره وی: شیراز منطقه قره باغ روستای اسلاملو