????????
پادشاهى يكى از وزيرانش را از وزارت بركنار نمود. او از مقام و رياست دور گرديد و به مجلس پارسايان و درویشان راه يافت و در كنار آنها زندگی کرد. بركت همنشينى با آنها به او روحيه عالى و آرامش خاطر بخشيد. مدتى از اين ماجرا گذشت، نظر پادشاه درباره وزير عوض شد و او را طلبيد تا او را در مقامی شایسته وزارت قرار دهد. اما او آن مقام را نپذيرفت و گفت: گوشه گيرى در نزد خردمندان بهتر از نگرانى و دلواپسی است.
?آنان كه كنج عافيت بنشستند
?دندان سگ و دهان مردم بستند
?كاغذ بدريدند و قلم بشكستند
?وز دست و زبان حرف گيران (1) رستند
پادشاه گفت: ما به انسان خردمند كاملى كه لياقت تدبير و اداره كشور را داشته باشد نياز داريم. وزير در پاسخ گفت: نشانه خردمند كامل آن است كه هرگز خود را به اين كارها نيالايد.
?هماى بر همه مرغان از آن شرف دارد
?كه استخوان خورد و جانور نيازارد
از سياه گوش پرسيدند: چرا همواره با شير ملازمت مى كنى؟ در پاسخ گفت: تا از باقيمانده شكارش بخورم و در پناه شجاعت او، از گزند دشمنان محفوظ بمانم. به او گفتند: اكنون كه زير سايه حمايت شير هستى و شكرانه اين نعمت را بجای مى آورى، چرا نزديك شير نمى روى تا تو را از افراد خاص خود گرداند و تو را از بندگان مخلص شمارد؟
سيه گوش پاسخ داد: هنوز از حمله او خود را ايمن نمى بينم
?اگر صد سال گبر آتش فروزد
?اگر يك دم در او افتد بسوزد
آن كس كه نديم شاه است، گاه ممكن است به بهترين زندگى از امكانات و پول دست يابد و گاه سرش در اين راه برود، چنانكه حكيمان گفته اند: از دگرگونى طبع پادشاهان برحذر باش كه گاهى به خاطر يك سلام برنجند و گاهى در برابر دشنامى جايزه دهند، از اين رو گفته اند:
ظرافت بسيار كردن هنر نديمان است و عيب حكيمان .(2)
?تو بر سر قدر خويشتن باش و وقار
?بازى و ظرافت به نديمان بگذار
1_ حرف گیر: عیب جو
2_خوش طبعی و شوخی بسیار برای همنشینان شاه هنر است ولی برای حکیمان عیب می باشد.