ویرگول
ورودثبت نام
Loran 09197731742
Loran 09197731742نویسنده زندگی نامه واقعیت
Loran 09197731742
Loran 09197731742
خواندن ۱ دقیقه·۱۷ روز پیش

ادامه

رنگشون خاکستری خاکی شبیه سفید مشکی درآمد رنگ چشم هام ب سیاهی قهوه ای تیره رفت دوست سفیدم تغییر رنگ داد‌.مدتی خونه خاله منیر بودم بماند چ بلاهای اونجا سرم آمد خودش دختراش بامن چ کردند اونم تجربه های بچگانه بود دیگ ولی کاش الان بود خلاصه تاجایی که مچ منو با یکی از دختراش درحال خوردن مالیدن گرفتن البته زودکشیدیم بالا ولی خوب تو اتاق من رو اون اون زیر من زیر پتو جالب نبود بگذریم تموم شد.دای من سرباز بود من نوه اول کل فامیل بودم همه بخاطر زیبای ساکت بودنم خیلی منو دوست داشتن جز خانواده ام من رفتم کلوپ پایین خونه مون پدرم آمد یه گلال بزرگ داشتیم وسط کوچه منو شب بست به میله بزرگه گلال نوش از روم رد میشد گربه از روم رد میشد جیغ میزدم گریه میکردم همسایه ها پدرم نفرین میکردم بعضی هام میخندین دای ام آمده بود خونمون با صدای فریاد من میاد تو کوچه میبینه اونجام درحال بحث کردن با پدرم میگه تو انباری با دختر منیر بوده هیچی کسی کمک نیومد تاصب زجه زدم نزاشتم همسایه ها بخوابم

منودوسترنگ
۶
۰
Loran 09197731742
Loran 09197731742
نویسنده زندگی نامه واقعیت
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید