ویرگول
ورودثبت نام
VANDA
VANDAشب‌ها رهرُوی سرگشته از نفرین شب، حیران و آشفته.com here when you feel lonely.
VANDA
VANDA
خواندن ۱ دقیقه·۲۰ روز پیش

To:Dear, Neil

زندگی قیام ناخواسته‌ای در برابر مرگ

تنفسی از بودن، تنفسی از مهر، زیر سایه درخت درد

چشم‌های پوشیده از برگ انکار

چنگ زدن به ریسمانی برای فرار از اجبار

قدم‌های عریان در سپیدی و سرما

خونین و قرمز، برای لحظه‌ای گرما

مغزهای زنگ‌زده در حصار

به دنبال برگ‌هایی برای انکار

قیامی بی‌باکانه برای به آتش کشیدن درخت

وحشی و آزاد

شجاع و مست

کلاه ناخدا پایین است

به بلندای تو

۴:۱۴-وندا

۱۴۰۵/۳/۲۲

۰
۰
VANDA
VANDA
شب‌ها رهرُوی سرگشته از نفرین شب، حیران و آشفته.com here when you feel lonely.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید