ویرگول
ورودثبت نام
VANDA
VANDAشب‌ها رهرُوی سرگشته از نفرین شب، حیران و آشفته.
VANDA
VANDA
خواندن ۱ دقیقه·۵ روز پیش

آخرین عصر بهاری

لمس قطرات باران

روی گونه های یخ زده‌ام

ضرباتی برای اثباتِ بودن

نفوذ نت‌ها با پیچ‌ و تاب،

هوایی برای تنفس حلزون‌هاست.

چشم های نابینایم

سبزی طبیعت را می‌بلعد

بلکه درمانی باشد

برای سرخی رگ‌هایم.

رقص تارهای مشکی رنگ

در باد

خالق خودنمایی طوفان‌هاست.

من لحظه را بو می‌کشم

من همین‌جایم.

مرا پیدا کن.

۱۴۰۵/۲/۳۰

عصر۴:۳۴

۳۰ اردیبهشت/شمال
۳۰ اردیبهشت/شمال

۷
۲
VANDA
VANDA
شب‌ها رهرُوی سرگشته از نفرین شب، حیران و آشفته.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید