ویرگول
ورودثبت نام
سکوت بارانی
سکوت بارانیزنی تحصیل کرده، مستقل که تنهایی بین صیر و سوختن ایستاده است..
سکوت بارانی
سکوت بارانی
خواندن ۱ دقیقه·۱۴ روز پیش

امید

یکی بود، یکی نبود...

یکی خیلی بود، یکی دیگه نبود.

یکی خواست بمونه، یکی خسته بود...

یکی موند، اون یکی رفت...

یکی دوباره رفت....

یکی هم هنوز دور دست ها را به امیدِ بازگشتِ اون یکی، تماشا میکنه...

او که ماند و تماشا کرد، نامش " امید " است...

گنجشکماهی
۳
۴
سکوت بارانی
سکوت بارانی
زنی تحصیل کرده، مستقل که تنهایی بین صیر و سوختن ایستاده است..
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید