
میگویند انسان با دست خالی به دنیا میآید...
اما من باور دارم که هرکس، هنگام تولد، نهالی در دست دارد؛
نهالِ سرنوشتش.
پروردگار، هم مرداب را نشان داده،
هم زمینهای پاک و حاصلخیز را.
و این ماییم که تصمیم میگیریم:
نهال زندگیمان را در کدام خاک بکاریم.
اگر آن را در لجنزار مرداب بکاریم
در آلودگی، فریب، فساد و تباهی،
نه تنها به بار نمینشیند،
بلکه ما را نیز در خود غرق میکند...
اما اگر تصمیم بگیریم که نهالمان را
در زمین پاک بکاریم،
با مراقبت، با تلاش، با نورِ امید و آبِ دانش،
کمکم ریشه میگیرد، رشد میکند،
و روزی میرسد که میوههای شیرینش
زینت زندگیمان میشود؛
برای خودمان، و خانوادهمان، و حتی نسلهای بعد.
مرداب، نماد گمراهیست:
مواد، فساد، تنبلی، دروغ...
و زمین پاک، نمادِ آگاهیست:
هدف، علم، زحمت، و صداقت.
در نهایت، این ما هستیم که انتخاب میکنیم
درخت زندگیمان کجا ریشه بزند.
سرنوشت، فقط سهم نیست؛
بیشتر از آن، نتیجهی تصمیمهای ماست
از دل رحمت
از دل رحمت برای انان که به روشنایی باور دارن.