MIKHAK_sefid·۷ ساعت پیشبید مجنونبرای گین عزیز:کشیده شدن عصایش روی زمین سکوت دنیای مردگان را برهم میزد...لنگان لنگان بین گورهای خاکی قدم میزد،موعد قرارش فرا رسیده بود...عزر…
رویا·۱۷ ساعت پیششکوفههای فراموش شدهخورشید در حالِ جان سپردن بود و سایههای بلند، گویی میخواستند حقیقت را از چشمها پنهان کنند. ما دوباره همانجا بودیم؛ زیر درخت آلبالو، جایی…
آ ت ن ا·۶ روز پیشمن درخت نبودم، من پرنده بودم.بهش گفتم، تا حالا به خودکشی فکر کردی؟ وقتی که اون خودشو کشت، به این فکر کردی که دیگه نباشی؟ به اینکه بری و دیگه برنگردی. رها شی. و هیچ چیز…
هوشنگ فناییان ۰۹۱۱۸۱۱۷۴۰۰·۸ روز پیشخشم برای خدا یا مال دنیا ؟؟در میان بنی اسرائیل عابدی بود. وی را گفتند:« فلان جا درختی است و قومی آن را می پرستند» عابد خشمگین شد، برخاست و تبر بر دوش نهاد تا آن درخت…
نارین·۹ روز پیشکوچه ماتوی خونواده شلوغمون، من و برادر کوچکم درونگرا هستیم. با توجه به شلوغی اطرافم، زیستن گاهی سخت میشه. گاهی حوصله حرف های روزمره یا به قولی خال…
خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج·۹ روز پیشجایگاه درخت داغداغان (تاوی) در فرهنگ کرمانجی خراسانجایگاه درخت داغداغان (تاوی) در میان کرمانج های خراسان✍ نویسنده: خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانجدرخت داغداغان یا درخت طاغ…
الهه روحاللهی·۱۰ روز پیشخستهام، مثل درختی که از آذرماهش!«نت هر لحظه در حال افوله و معلوم نیست دقیقه بعد باشه یا نباشه...تکرار اشتباه و اصرار بر اشتباه، چه معنا و پیامی داره؟»به تو حاصلی ندارد غم…
حنانه سندگل·۱۳ روز پیشامروز عجیب بوی قدیم میدادقرار شد که برویم زیر سایه درختِ توت پیر و کمی صبحانه بخوریم.به وقت صبح ؛ همان زمانی که بوی یونجهی تازه کلِ دشت را عطر آگین میکند و نسیم…
پروین داننده·۱۵ روز پیشحوض یخزدهایکاش جادویی بلد بودم ، که هر وقت لازم بود زمان و آدمها رو آنی منجمد میکردم. اما همچین جادویی بلد نیستم.راستش باید به خودم استراحت بدم .…
عسل اسداللهی·۱۷ روز پیشدرختکمی قبل تر یا شاید کمی بیشتر از کمی قبل تر، گمان می کردم تا جایی که دستم در پستو افکار و احساساتم راه پیدا می کند تمایل به درخت بودنم خیلی…