
خیاطِ بیاطلاع مار در آستین پرورش داد.
خیاط با سوزن زدن به خود دست از عیبجویی برداشت.
در دکانِ خیاطی جای سوزن انداختن نبود.
خیاط برای افرادِ سمی سر سوزنی ارزش قائل نشد.
خیاط وصلههای دروغِ منتسب به خود را با صداقت از هم شکافت.
خیاط چرخ زندگی را خوب میچرخانَد.
بندِ دل خیاط که پاره شود، با نخِ آرامش به آن وصله میزند.
خیاط افکار نو را جایگزین عقاید نخنما*کرد.
*نخنما: کهنه