ویرگول
ورودثبت نام
Mehr
Mehr
Mehr
Mehr
خواندن ۲ دقیقه·۲ روز پیش

اصفهان؛ شهرِ تشنه‌ای که ما می‌شناسیم

پل خواجو اصفهان
پل خواجو اصفهان

وقتی نام اصفهان را می‌شنویم، چشمِ خیال‌مان پر می‌شود از آبیِ کاشی‌های مسجد شیخ‌لطف‌الله، از طاق‌های کشیده‌ی سی‌وسه‌پل، از گنبدهای فیروزه‌ای که روی شانه‌های تاریخ نشسته‌اند. اما اگر کمی دقیق‌تر نگاه کنیم، پشتِ همه‌ی این زیبایی‌ها، رازی قدیمی خوابیده است؛ رازی به نام آب.
اصفهان در دل سرزمین نیمه‌خشک ایران روییده، جایی که هر قطره آب، اندازه‌ی یک گنج ارزش دارد. با این حال، نیاکان ما از همین زمین خشک، «نصف جهان» ساخته‌اند؛ شهری که روزگاری مادی‌ها در کوچه‌پس‌کوچه‌هایش می‌دویدند و صدای شرشر آب، با آواز گنجشک‌ها و اذانِ ظهر، موسیقی روزهای مردمانش بود.

آب؛ نخ نامرئی میان تاریخ، فرهنگ و زندگی

اگر از میدان نقش‌جهان شروع کنیم و آرام‌آرام تا زاینده‌رود قدم بزنیم، می‌بینیم که آب، فقط برای نوشیدن و کشاورزی نبوده؛ آب، معمار احساس این شهر بوده است. باغ‌های تاریخی، از چهلستون تا هشت‌بهشت، بدون آب، فقط چند دیوار آجری ساده‌اند. این مادی‌ها بودند که شبانه‌روز، بی‌صدا، آب را از دل زاینده‌رود می‌گرفتند و مثل رگ‌هایی زنده، آن را به جانِ شهر می‌رساندند.
زاینده‌رود، همان رودی که نامش از «زایندگی» می‌آید، زمانی آن‌قدر پرآب بود که شاعران، در وصفش غزل می‌گفتند و نقاشان، پل‌های روی آن را بر بوم می‌نشاندند. زیر طاق‌های سی‌وسه‌پل، تار و سه‌تار کوک می‌شد و صدای آب، از لابه‌لای پایه‌های پل بالا می‌آمد و با موسیقیِ شب، قاطی می‌شد.
اما امروز، خیلی از اصفهانی‌ها خاطره‌ای از «رودخانه‌ی پرآب» ندارند؛ بلکه بیشتر، غروب‌هایی را به خاطر دارند که بر بستر خشک زاینده‌رود قدم زده‌اند، و نفسِ شهر را گرفته‌تر دیده‌اند.

اصفهان تشنه؛ فرونشست و زخم‌های پنهان زمین

کم‌آبی فقط یعنی «نداشتن آب در رودخانه» نیست. وقتی سال‌ها از سفره‌های زیرزمینی بیش از اندازه آب برداشت می‌شود، زمین آرام‌آرام خالی می‌شود، می‌نشیند و ترک می‌خورد؛ به این پدیده می‌گویند «فرونشست».
فرونشست، مثل چروک افتادن بر پیشانیِ زمین است؛ چروکی که پاک نمی‌شود. در برخی دشت‌های اطراف اصفهان، این چروک‌ها حالا آن‌قدر عمیق شده‌اند که کارشناسان هشدار می‌دهند: اگر فکری به حال مدیریت آب نکنیم، حتی بناهای تاریخی هم در خطر خواهند بود.
آب، اگر درست مصرف نشود، نه‌تنها کم می‌شود، که «دل زمین» را هم می شکند

مسئولیت ما دانش آموزان اصفهانی

ماهم باید در ،صرف آب صرفه جویی کنیم
چرا که واقعیت این است که آینده‌ی این شهر، در دستِ همین نسلِ ماست؛
نسلِ دانش‌آموزانی که امروز الفبای زندگی را یاد می‌گیرند و فردا، تصمیم‌گیران این سرزمین می‌شوند.
ما با کارهای کوچک، می‌توانیم در این داستان بزرگ، کمکی کرده باشیم
با هر بار بستن شیر آب هنگام مسواک‌زدن،
با کوتاه‌تر کردن زمان دوش،
با جدی گرفتن هر قطره‌ای که «بی‌خودی» هدر می‌رود!

☆دست درد دست هم کمک به شهرمان☆
منابع : وب‌سایت شرکت آب منطقه‌ای اصفهان: www.esrw.ir

دانش آموزانصرفه جوییآبشهراصفهان
۶
۰
Mehr
Mehr
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید