
آغاز می کنم تو را با یک سبد گِله
دیوانِ شعرِ غرق آمار و معادله
هر بیت چون گیسوی تو تیری به چشمانم
دیگر قلم را نیست یارای مقابله
هر جا که تقسیمِ دلت آمد میان حرفش
تفریق کردی بودنم را از معادله
جریانِ وحشیِ قلم بر لوحِ قلبت را
آرام پس زدی جدا از هر چه فاصله
دفتر به پایان میرود اما بدان روزی
قلبِ جهان را داده بودم بی مجادله
الف.عین