آورده ام برایت،یک جرعه بی وفایی
تا طعم خنده هایت،در خاطرت بماند
شعری که می نویسم،لبریز درد و آه است
باید به خاطر آری،گل پشت و رو ندارد
دستی که می کشی را،تیغی دگر بساید
هشیار و بی صدا باش،دنیا طویله دارد
انگشتِ هر اشاره،تیری سه شعبه دارد
مشتی که می فرستی،در خانه ریشه دارد
الف. عین