نازِ چشمان تو را با قیمتِ جان میخرم
طرحِ شیرینِ دو لعلت را به رویا میبَرَم
شیشه عطر تو را با خود به یادمان میبَرَم
یادِ هر که غیر تو زِ یادِ خود برون بَرَم
تا دو چشمان تو بینم، من خود از یاد بَرَم
همه جز خاطر تو ز فکرِ خود برون بَرَم
خندهات در دل من غرقِ نبات است چنان
کز شعف جان را فدایِ خندهات آنی بَرَم