سر خود بگذار بر بالین من
با همه جنگم برایت تن به تن
من به تو جان دادهام جانان من
جان به قربانت کنم در لحظه من
شال زلفت را بیانداز اندرون دستان من
تو فقط لب تر بکن دلدار من
میشوم سرباز عشقت میشوم گردآفرید شیر زن
میکنم من از برایت زره جنگی به تن
ای که نازی دو چشمانت همه ورد سخن
دست من گیر و دمی پرده شکن
از تو باشد آخرین خواهش من
خواهشاً فاصله ها را بشکن
