ویرگول
ورودثبت نام
دختری از آن سو
دختری از آن سوعزیزم ؛ این غم است که که مارا به یکدیگر محرَم میکند
دختری از آن سو
دختری از آن سو
خواندن ۲ دقیقه·۱ ماه پیش

ماهی بهتری باشیم

عکاس : خودممممم
عکاس : خودممممم

در وصف ocd :

شاید من یه ماهی م

جایی دیدم که یه ویروس هست که تو بدن ماهی وجود داره و تو معده پرنده ها رشد می‌کنه ، وقتی ویروس به یه سنی میرسه ماهی می‌ره سر آب که شکار پرنده ها شه عملا اون ویروس ماهی رو کنترل می‌کنه ، شاید گاهی حس کنم هر کدوم از ما اون ماهی هستیم یا لااقل خودم یه ماهی م ، از اول اول ویروسه کنترلش میکرد و در نهایت اونو نابود کرد ، راستش هر بار فکر کردن به این حقیقت که هیچ کنترلی رو افکارم ندارم منو به خاک میندازه ، خیلی وهم اوره که یه چیزی مدام کنترلت می‌کنه و مثل موریانه مغزتو میجوه،

گاهی افکار میان و نمیرن و اینجاست که باید جیغ بکشی

میتونی کله تو بکوبی تو دیوار جیغ های هیستریکی بکشی

یا میتونی با یه لبخند ملیح و دستکش های توری چای عصرت رو هم بزنی

درسته که من همیشه مدل اول بودم ( دستکش توری ندارم ) ولی مدل دوم جوابه ، اینو بعد اون ضربه های دردناک یاد گرفتم که بی محلی به افکار همیشه و همیشه جوابه

مثل کسی که هر روز در خونه تو بزنه و تو در رو باز نکنی ، بلاخره یه روز میرسه که دیگه نیاد ، اینبار من تا حدودی از پسش بر اومدم ، با اینکه افکارم چقر و بد بدن بودن اما با کمک تیم تخصصی نظریات احمقانه خودم و چند تا دونه کوچولوی ها گرد تلخ تونستم نصف این مهمون های ناخونده رو بیرون بندازم

حالا وای وای

پس پیشنهادی که دارم اینه

اگه مهمون ناخوانده توی ذهنتون زیاد میاد و می‌ره ، زرشک پلو نزارید جلو دستش ، صورت چین بندازید و رو برگردونید ولی با چماق دنبالش نیوفتید که دردسر میشه و افت میشه در خونه تون ، اونقدر بی محلی کنید که بره ، این یکی از نظریات تخصصی من درآوردی من در راه درمان وسواس بود

شاید اون سعی کنه ماهی باشیم ولی ما که عروسک‌ ماتروشکا نیستم و به هیچ چیزی منتهی نمی شیم پس تا همیشه ادامه داریم و ابد و یک روز ادامه میدیم 🌱

ماهی
۱
۰
دختری از آن سو
دختری از آن سو
عزیزم ؛ این غم است که که مارا به یکدیگر محرَم میکند
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید