ویرگول
ورودثبت نام
نرگس کریمی روانشناس
نرگس کریمی روانشناس
نرگس کریمی روانشناس
نرگس کریمی روانشناس
خواندن ۲ دقیقه·۱۹ روز پیش

از خودگذشتگی

بعضی آدم‌ها بلدند برای همه جا باز کنند،

جز برای خودشان.

حواسشان به خستگی دیگران هست،

به دلخوری دیگران هست،

به نیازهای دیگران هست،

اما وقتی نوبت به خودشان می‌رسد، انگار یادشان می‌رود که آن‌ها هم انسانی با نیاز، خستگی، غم و حقِ استراحت‌اند.

ما اسم این رفتار را خیلی وقت‌ها می‌گذاریم «فداکاری».

از بیرون هم قشنگ به نظر می‌رسد؛

آدمی که همیشه هست، همیشه کمک می‌کند، همیشه کوتاه می‌آید، همیشه خودش را کنار می‌گذارد تا کسی ناراحت نشود.

اما حقیقت این است که هر از خودگذشتگی‌ای، نشانه‌ی سلامت روان نیست.

گاهی پشت این مهربانیِ افراطی، یک ترس پنهان شده است:

ترس از دوست‌داشتنی نبودن،

ترس از طرد شدن،

ترس از این‌که اگر «نه» بگوییم، دیگر پذیرفته نشویم.

در این حالت، ما به دیگران کمک نمی‌کنیم چون فقط مهربانیم؛

کمک می‌کنیم چون از دست دادنِ تأیید دیگران برایمان دردناک‌تر از نادیده گرفتنِ خودمان است.

بدنه متن:

از خودگذشتگی، وقتی سالم است که از «وفور» بیاید، نه از «فقدان».

یعنی من آن‌قدر با خودم در صلح باشم، آن‌قدر حال درونی‌ام خوب باشد، که بتوانم چیزی هم به دیگری بدهم.

نه این‌که از زخم خودم ببخشم، از کمبود خودم ببخشم، و از خستگی خودم خرج کنم.

آدمی که همیشه خودش را آخر صف می‌گذارد، کم‌کم یاد می‌گیرد که دردش مهم نیست.

خواسته‌اش مهم نیست.

مرزش مهم نیست.

و بعد، یک روز در میانه‌ی همین «خوب بودن‌ها» از خودش می‌پرسد:

پس من کجای این زندگی‌ام؟

مشکل اینجاست که جامعه هم اغلب این الگو را تشویق می‌کند.

به کسی که همیشه فدا می‌شود، برچسب «نجیب»، «مهربان»، «بزرگوار» می‌زنند.

اما کمتر کسی می‌پرسد این آدم، در خلوت خودش چقدر خسته است؟

چقدر از خودش دور شده؟

چقدر از گفتنِ یک «نه» ساده می‌ترسد؟

مثال:

زنی را تصور کن که همیشه برای همه در دسترس است.

برای خانواده، برای دوستان، برای همکاران.

وقتی کسی از او کمک می‌خواهد، حتی اگر توان نداشته باشد، باز هم می‌گوید «باشه».

ظاهر ماجرا این است که او بسیار مهربان است.

اما درونش پر از خشمِ فروخورده، خستگی و احساسِ دیده‌نشدن است.

او به مرور نه‌تنها از دیگران دلگیر می‌شود، بلکه از خودش هم ناراحت می‌شود؛

چون هر بار که برخلاف نیاز واقعی‌اش «بله» می‌گوید، در واقع دارد به خودش «نه» می‌گوید.

جمع‌بندی:

مراقبت از خود، خودخواهی نیست.

مرز داشتن، بی‌عاطفگی نیست.

«نه» گفتن، بی‌مهری نیست.

گاهی سالم‌ترین شکلِ مهربانی، این است که اول یاد بگیریم با خودمان مهربان باشیم.

شاید بلوغ روانی از جایی شروع می‌شود که دیگر برای دوست‌شما چطور؟

تا حالا شده آن‌قدر به دیگران بها بدهید که خودتان را فراموش کنید؟

فکر می‌کنید مرز بین مهربانی و خودفراموشی کجاست؟داشتنی بودن، خودمان را قربانی نمی‌کنیم

سلامت روان
۰
۰
نرگس کریمی روانشناس
نرگس کریمی روانشناس
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید