ویرگول
ورودثبت نام
زینب عباسی
زینب عباسیمعلمِ شیفتهِ کلمات ولی معذور از قلم خوب:)
زینب عباسی
زینب عباسی
خواندن ۲ دقیقه·۳ روز پیش

شمعتان هنوز روشن است؟

در گذشته ای نه چندان دور دائم در حال انگیزه دادن به اطرافیان بودم و دائم به آنها یادآوری میکردم که شمع وجودتان را روشن نگه دارید!

اما دیگر اینطور نیست... وقتی دیدم در همین چندروز هزاران شمعِ بی‌گناه خاموش شدند غصه ام گرفت...

احساس میکنم با این وضع شعله های وجود من هم پت‌پت کُنان در حال خاموشی ست...

چند روزی است که از اوضاع کاملا بی‌خبرم!

آمده‌ام روستا تا مادربزرگم را ببینم، تلویزیون خانه‌اش خراب شده و حتی رغبتی برای درست کردنش ندارد، به هر حال خانوادگی به اخبار صداوسیما اعتنایی نمی‌کنیم!

ماهواره و... هم که نداریم، اینترنت را هم طوری ملی کرده اند که انگار هیچوقت قرار نیست بین المللی شود!

واقعا وضعیتم تفاوتی با انسان های غارنشین ندارد!

این بی‌خبری را غنیمت فرصتی شمردم تا حال و احوالم را بهتر کنم!

با خانواده دور هم نشستیم و حرف زدیم اما باز هم حرف‌هایمان به شرایط مملکت ختم شد!

با خودم گفتم بهتر است با دیدن یک فیلم ذهنم را آرام کنم و کمی بخندم، اما در حین فیلم دیدن به یاد جوانانی بودم که کشته شدند و عذاب وجدان گلویم را بدجوری فشار داد و باز هم فکرهای توی سرم به شرایط مملکت ختم شد!

بلند شدم تا خانه را کمی مرتب کنم و آشپزی کنم ولی توی سرم صدای شلیک گلوله را می‌شنیدم و باز هم صداهای توی سرم به شرایط مملکت ختم شد!

به این شکل چند روز است که با خودم می‌جنگم، تلاش می‌کنم که بیش از حد فکر نکنم و همه چیز را فراموش کنم، اما مگر می‌شود فراموش کرد؟

امروز به خودم گفتم که چرا اینهمه با خود می‌جنگم؟

اتفاقا بهتر است به جای سرکوب کردن احساساتم، بنشینم و در مورد هر فکری که توی ذهنم رژه می‌رود حرف بزنم...

گریه کنم و وقتی کسی درِ اتاقم را باز کرد جلوی اشک‌هایم را نگیرم...

بهتر است هیچوقت از یادم نرود که این روزها چه بر سرمان میگذرد و چه مصیبت هایی را پشت سر می‌گذاریم...

کاش هیچوقت آتش خشمم خاموش نشود!

فکر میکردم اگر افکارم را کنار بزنم و گریه نکنم همه چیز به مرور زمان عادی خواهد شد، ولی انگار اشتباه میکردم... در واقع هیچکدام از این رنج‌ها عادی نیستند که بتوانند عادی شوند...

ببخشید که سَرِتان را درد آوردم!

به امید روزهای بهتر برای ایرانِ عزیزم:)

~٢۴ دی ١۴٠۴~

اینترنت ملیعذاب وجدان
۲۶
۴
زینب عباسی
زینب عباسی
معلمِ شیفتهِ کلمات ولی معذور از قلم خوب:)
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید