مجتبی حیدری(شنتیا)·۱۴ روز پیشمَشُوُدی؟یک شبی تو خیابون تهِ بازاره تَعبُدییک دوکون مونده به حجره یِ حاجیِ عَضُدیسیخَکی کُنج دیوار تویِ خودوم قدم زَنونیکی آشنا به نظروم آمد اویَم…
مجتبی حیدری(شنتیا)·۱۹ روز پیشطَرَقدَررگ خواب دلمو، فقط، یه دختر بلدهدختری که حالمو از همه بهتر بلدهروی قلبم رد انگشتشو آسون میشه دیددقیقا حفظه منو، از همه بیشتر بلدهمنو از کف ه…
مجتبی حیدری(شنتیا)·۲۴ روز پیشدلنوشتهمگه ما چه چیزی از دنیا می خواستیم، که نداد؟خواستن اونی که باید بود وُ تنها خوده اون👍می تونست اینجوری مارو سوق بده رو به جنونبودنش یه جوری…
مجتبی حیدری(شنتیا)·۱ ماه پیشنیروی محرکدلیلِ حرفِ مویه که شعروُمه شیک مُکُنهمثل یک گلوله به مغز مُو شِلیک مُکُنههی میام پرهیزِ از زیاده گویی ها کنوُمدو تا لبهای قِشَنگِش مارِه تح…
مجتبی حیدری(شنتیا)·۱ ماه پیشبرای تولدم اُردیبعشقاردیبعشقبه به از این آب انگوری که ساقی می دهدپیک گبری و سبویم را به چاقی می دهدآنقدر احساس نزدیکی به او دارم، مدامحس یک همسنگر و یک هم اتاق…
مجتبی حیدری(شنتیا)·۱ ماه پیشبه ما رِوایه بُخداپارتی بیچاره ها خودِ خدایه بُخداحساب ما از همه عالم سوایه بُخداعاشق جناب شهریار شعر پارسیومولی سینه م خانقاهِ مولانایه بُخداگاهی وقتا یک چی…
مجتبی حیدری(شنتیا)·۱ ماه پیشکارگرمبر بدن باز پری خسته امپاشنه چوبی به دری خسته امشش زبر سی پس اردیبهشتپیر ادیبان پسری خسته امپله ی توفیق ترقی تانکارگرم کارگری خسته امروی به…
مجتبی حیدری(شنتیا)·۴ ماه پیشتلخ بیتی های شبانهادراک بنی آدم از اول بصری بودهر راه که دادند نشانم خطری بودشیرین نشد این عمر به کامِ من و فرهادبس تلخ چنان قهوه ی تلخ قجری بودشنتیا✌🌹🌹🌹…
مجتبی حیدری(شنتیا)·۵ ماه پیشدل نوشته هامیدونی نازَکَم....؟گاهاً، در زندگی با بعضی آدم ها مواجه میشیم که کالبد و خاکشون سوای انسان و ورای انسان هاست و تو یه چشمه دیگه و ابعاد دیگر…
مجتبی حیدری(شنتیا)·۷ ماه پیشباغ نارنجبودنت دلخوشیِ دوره ی بهرنج من استیک حضورت همه دارایی و آن گنج من استبی تو هشتم گرو نُه بُده دستم خالیستبا تو ضرب دو ام اندر دو صد پنج من اس…